ویدئو های بخش اوزون تراپی

کلینیک درمان درد به آذین

بدون نیاز به عمل جراحی ، با استفاده ار گاز اوزون و جدید ترین روش های درمان درد

 

  دکتر محمد علی جلیلی

جراح و متختصص ارتوپدی

فلوشیپ بیماربهای شانه و زانو از آلمان

بورد تخصصی از دانشگاه شهید بهشتی

 

  دکتر فرهاد صولت پور

آنستزیولوژیست و متخصص درمان دردهای حاد و مزمن

بورد تخصصی از دانشگاه شهید بهشتی

اوزون تراپی

چکیده پژوهش حاضر با هدف تعیین سهم تاب آوری، شدت درد و مدت درد بر کیفیت زندگی مبتلایان به درد مزمن انجام گرفت. این تحقیق از نوع همبستگی بوده و به صورت میدانی و مقطعی انجام شد. جامعه مورد پژوهش را کلیه بیماران مراجعه کننده به مراکز درد در بیمارستان های شهر تهران درسال 1390 تشکیل داده اند، که تعداد 300 نفر از این بیماران به عنوان نمونه به روش تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. برای اندازه گیری سطح تاب آوری نمونه ها از پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون و برای اندازه گیری شدت درد از مقیاس 0 تا 10 استفاده شد، همچنین مدت درد بیماران نیز از آنها پرسیده شد. داده های جمع آوری شده از بیماران بوسیله شاخص های آمار توصیفی، همبستگی و رگرسیون برای بخش استنباطی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت، نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که تاب آوری و شدت درد در سطح معناداری کیفیت زندگی بیماران را پیش بینی میکند، اما مدت درد در هیچ سطحی نتوانست کیفیت زندگی و ابعاد جسمانی، روانی، اجتماعی و محیطی را در این افراد پیش بینی کند، از طرفی شدت درد رابطه معناداری با ابعاد اجتماعی و محیطی کیفیت زندگی نداشت .نتایج این پژوهش نشان که تاب آوری و شدت درد در مقایسه با مدت درد نقش مهمتری در پیش بینی کیفیت زندگی بیماران مبتلا به درد مزمن دارند . کلید واژه ها : کیفیت زندگی، تاب آوری، شدت درد، مدت درد

اوزون تراپی

Abstract This investigation has been done aimed with anticipation of the effects of resilience, pain intensity and duration on quality of life of patients suffering from chronic pain. The cross-sectional and field research studies have been done using correlation methodology. The study population has been chosen from the whole patients have come from pain centers in Tehran hospitals in the year of 1390, by multistage random sampling. Totally, 300 individuals have been involved in this study. Conner and Davison resilience questionnaire has been used for measurement of resilience. Moreover, pain intensity has been defined by different scales from 0 to 10 and pain duration has been also considered. The obtained data have been statistically analyzed. Consequently, correlation and regression for inferential statistics and some different descriptive variables (mean, median, SEM and….) have been calculated separately. Our results illustrated that resilience and pain intensity but not the pain duration could significantly anticipate the quality of life. However, there is not any significant interaction between the pain intensity and environmental and social domains of quality of life. It can be concluded that resilience and pain intensity are more important factors than the pain duration and demographic variables to predict the quality of life in people suffering from chronic pain. Key words: Quality of life, Resilience, Pain intensity, Pain duration

اوزون تراپی

فصل اول کلیات پژوهش 1-1) مقدمه: شاید درد1، عمومی ترین مشکل جسمانی است که در زندگی با آن مواجه هستیم. هیچکدام از علايم جسمانی دیگر به فراگیری درد نیستند. از ابتدای تاریخ مدون بشر، تلاش برای کنترل درد از اهداف اصلی ادمی بوده است. اما علیرغم این تاریخ طولانی و با وجود پیشرفتهای دانش فیزیولوژی حسی و نیز علم تشریح و زیست شیمی و با وجود ساخت داروهای ضد درد قوی، ابداع روش های نوین پزشکی و جراحی های نوین، رهایی از درد همچنان برای بسیاری از بیماران، امری دور از دسترس باقی مانده است. در واقع درد هنوز هم برای بیمار، خانواده او، مراقبان بهداشتی و کل جامعه، مشکلی اساسی به شمار می آید . امروزه، علاوه بر مبنای جسمانی، روانشناختی درد، نقش عوامل روانی_ اجتماعی در درد تاکید بسیار می شود. بنابراین برای اطمینان یافتن از موفقیت های درمانی، عوامل روانی_ اجتماعی مذکور باید در پیوند با عوامل جسمانی و عوامل زمینه ساز روانشناختی مورد ارزیابی ودرمان قرار گیرند. گذشته از این، پژوهش ها نشان میدهند که زمینه های خانوادگی و اجتماعی که درد در انها تداوم می یابد نیز، نقشی اساسی در استمرار ناتوانی ناشی از درد بعهده دارد (گچل2، ترک 3 2002). درد به عنوان یک فشار زای بسیار قدرتمند بر کیفیت زندگی4 افراد در ابعاد مختلف تاثیر می گذارد. کیفیت زندگی مجموعه از اطلاعات ذهنی است که معمولا بیمار در مورد نوع تجارب خود از بیماری، مانند : درد، ضعف و ناتوانی، جنبه های وسیعتری از وضعیت جسمانی، عاطفی، اجتماعی و شغلی بیان می نماید.(فالوفیلد5، گارال6، 2002). Pain Gatchel Turk Quality Of Life Fallo field Garrall در واقع درد مزمن1سراسر زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد، چه از لحاظ جسمانی و چه از لحاظهای روانی و اجتماعی، عوامل بسیار زیادی در جنبه های مختلف می توانند از شدت تاثیر درد بر جنبه های مختلف کیفیت زندگی فرد بکاهند. بخصوص عوامل روانشناختی موثر در کاهش تاثیر درد، یکی از این فاکتورهای بسیار تاثیر گذار تاب آوری2 است. که امروزه به عنوان یک عامل بسیار مهم در مواجه شدن با مشکلات از جمله روبرو شدن با درد و بیماریها در زندگی ایفا میکند. تاب آوری اشاره به مفهومی دارد که در آن فرد موفق به سازگاری در مقابل مشکلات و فشارهای روانی زندگی با وجود گرفتاریها و اتفاقهای ناگوار و ناگهانی و بازگشت به شرایط عادی می شود(گارمزی3، ماستن4). در دو دهه گذشته تلاش روز افزونی برای شناسایی این عامل روانشناختی در حوزه های مختلف روانشناسی، بخصوص روانشناسی تحولی صورت گرفته است. در واقع تاب آوری تنها پایداری در مقابل آسیبها یا شرایط تهدید کننده نیست، بلکه شرکت فعال و سازنده در محیط است. آنها تاب آوری را توانمندی افراد در بر قراری تعادل زیستی _روانی در شرایط خطرناک می دانند. افزون بر این مححققان بر این باورند که تاب آوری نوعی ترمیم خود با پیامدهای مثبت هیجانی، عاطفی و شناختی است .(لوتار5،سیچتی6 ،بکر7،2000) . با توجه به مطالب ذکر شده تا به اینجا پژوهش حاضر به منظور تعیین سهم تاب آوری، مدت و شدت درد در کیفیت زندگی افراد مبتلا به درد مزمن انجام میگیرد و پژوهشگر قصد دارد با اجرای پرسشنامه تاب آوری و کیفیت زندگی و اندازه گیری مدت، شدت درد سهم آنها را در پیش بینی کیفیت رندگی افراد مبتلا به درد مزمن در حوزه های مختلف مشخص نماید . Chronic pain 6. Cichetti Resilience 7. Becker Garmezy Masten Luthar 2-1) بیان مسئله درد يكي از شكايات شايع ودشوار در مراجعان درمانهاي سرپايي است و یکی از دشوارترین و وقت گیرترین شکایات پزشکی به شمار میرود. که اغلب به رهیافت طلبی و جست وجوی یک آسیب عضوی جواب نمیدهد(ورهاک1، به نقل از نوروزی 1387،).درد در علوم زيستي، پزشكي، رواني و اجتماعي يكي از مقولات بسيار چالش انگيز به شمار ميرود و مهم تر ازآن نحوه كنارآمدن با زندگي توام با درد است، همچنين چالشي براي تسكين و كاستن از اثرات مخرب آن بر زندگي فرد است. از نظر IASP 2 درد به معني يك تجربه حسي و عاطفي ناخوشايند همراه با يك آسيب بافتي فعال يا بالقوه است یا بدان صورت بیان می گردد. درد بر زندگي روزانه افراد اثرگذار است، پس شناخت، پيشگيري و درمان آن نيازمند مداخله در زندگي روزمره افراد مي باشد. درمان دردهاي مزمن ازين لحاظ بايد مورد توجه قرار گيرند كه در بسياري از موارد علت آنها مي تواند روانشناختي و محيطي باشد و در اين بين شناخت علم پزشكي از اثر درد بر سلامت روان افراد به خصوص درد مزمن بسيار ناكافي وكم است، زيرا درد مزمن سرتاسر زندگي فرد را در برميگيرد و بر ابعاد گوناگون كيفيت زندگي فرد اثر ميگذارد . کیفیت زندگی مفهومی چند بعدی است که شامل سطح بهینه ای از احساس بهزیستی در زمینهای كاركردهاي جسماني، شناختي، رواني و اجتماعي میباشد. 1. Verhak International Association of The Study of Pain منظور از اين احساس بهزيستي نايل شدن به آهداف فردي است كه به وسيله ي شيوه هايي که في النفسه ارزشمند و توسط فرد برگزيده شده اند و موجب تسهيل در زندگي روزمره ميگردند.(كنتروساندرسون1،1999؛به نقل ويلهایت2،کلر3،هودز4،کادول5،2003). به عنوان مثال درد مزمن باعث ايجاد مشكلات جسمي شده و ممكن است فرد بر اثر خود بيماري يا اثرات جانبي آن ازفعاليت هاي فيزيكي براي هميشه بازداشته مي شود و همچنين باعث اختلال درابعاد روان شناختي، كاهش فعاليتهاي بيمار و كيفيت زندگي در رابطه دردهاي حاد و مزمن پرداخته شود. بنابراين بايد به دنبال شناسايي عواملي باشيم كه دردها به خصوص دردهاي مزمن و حاد به وسيله آنها برروي كيفيت زندگي افراد تاثيرمي گذارند، که بتوانيم به حداقل رساندن اين عوامل، تاثير مخرب آنها را بر کاهش کیفیت زندگی افراد کاهش دهیم. يكي از مفاهيم بسيار مهم در مجامع علمي امروز كه نقش بسيارمهمي در به حداقل رساندن تاثيرات مخرب درد و ساير عوامل تاثيرگذار بركيفيت زندگي دارد مفهوم تاب آوری است. مفهومي كه گرچه هنوز درمورد ماهيت آن توافق چنداني صورت نگرفته اما به دليل اينكه يكي ازشاخصه هاي سلامت رواني است اهميت خاصي دارد. مفهوم تاب آوری اشاره دارد به سازگاري موفق در مقابل مشكلات و فشارهاي رواني زندگي با وجود گرفتاريها و اتفاق هاي ناگهاني و ناگوار و برگشتن به شرایط عادی(گرمزی ومستان،1991).در دو دهه ی گذشته تاب آوری در حوزه ی روانشناسی تحولی توجه روز افزون پیدا کرده است. مفهوم تاب آوری در برگيرنده ي دوعامل بسيارمهم است. عامل عملكردي و عامل پويشي، كه به عملكرد موثر در وظايف زندگي به وسيله ي يك تعامل پيچيده بين ريسكهاي گوناگون و عاملهاي محافظتي است.(کارولی6،رولمن7،2006). Sanderson 5.Caldwell Whilhite 6.Karoly Keller 7.Ruehlman Hodges کانر1 دیویدسون2(2003(معتقد هستند که تاب آوری تنها پایداری در برابر آسیبها یا شرایط تهدید کننده نیست بلکه شرکت فعال و سازنده در محیط است، آنها تاب آوری را توانمندی فرد در برقراری تعادل زیستی - روانی درشرایط خطر ناک میدانند. افرون بر این محققان بر این باورند که تاب آوری نوعی ترمیم خود با پی آمد های مبثت هیجانی، عاطفی و شناختی است (لوتار وهمکاران 2000). با اين كه تاب آوری بيشتر با مفهوم مقابله و كنارآمدن ارتباط و شباهت دارد. بیشتر باعث گسترش قابل ملاحظه اي در هدف هاي فردمي شود. تاب آوری نه تنهاعاملهاي محافظتي بالقوه مثل سعي در خودآگاهي درمقابل بيماريها و مشكلات را مشخص مي كند بلكه شامل ژنتيك، عصب شناسي، فاكتورهاي رشدي، ميان فردي، معنوي و ويژگيهاي شناختي غير وابسته فشاررواني را هم شامل ميشود(مثل هوش).(فريتاس3،دوني4،1998؛كورتيس5 و سيچتي 6،2003).: امروزه تاب آوری به عنوان يك عامل تعديل كننده مهم در كاهش ناراحتي ها و فشارهاي روانی ناشي از دردها بخصوص درد مزمن مورد توجه است. در تحقیقی که (فرایبرگ7،همدا8،روزنوینگ9،مارتینسن10،2005)با هدف بررسی صحت پیش بینی مقیاس تاب آوری برای بزرگسالان RSA11 بر روی 42زن و 38 مبتلا به دردهای مزمن با میانگین سنی 25 انجام دادند. به نتایج زیر رسیدند:1. عامل تاب آوری بیشتر بر فشارهای روانی ذهنی تاثیر دارد تا دردهای روانی 2. افراد دارای تاب اوری بالا بیشتر به خودشان در برابر ناملایمتیها و فشارهای روانی زندگی کمک میکنند3. تاب آوری میتواند به سازگاری موفقیت امیز با چالشها کمک کند4. تاب آوری باعث تطابق بیشتر و افزایش حفاظت در برابر موقعیتهای فشارزا میشود. Conner 7. Freiberg Davidson 8. Hjemda Freitas 9. Rosenvinge Downey 10. Martinussen Curtis 11. Resilience Scale for Adult Cichetti با توجه به مطالب و پژوهش های ذکر شده، سوال اصلی این پژوهش این است که آیا می توان کیفیت زندگی افراد مبتلا به دردهای مزمن را بر اساس میزان تاب آوری، مدت و شدت درد پیش بینی کرد ؟ سوالهای فرعی که این پژوهش به دنبال پاسخ به آنهاست شامل : آیا سلامت جسمانی مبتلایان به درد مزمن بر اساس میزان تاب آوری، شدت و مدت درد قابل پیش بینی است؟ آیا سلامت روانشناختی مبتلایان به درد مزمن بر اساس میزان تاب آوری، شدت و مدت درد قابل پیش بینی است ؟ آیا سلامت اجتماعی بر اساس مبتلایان به درد مزمن میزان تاب آوری، شدت و مدت درد قابل پیش بینی است ؟ آیا سلامت محیط بر اساس مبتلایان به درد مزمن میزان تاب آوری، شدت و مدت درد قابل پیش بینی است؟ 3-1) اهمیت و ضرورت پژوهش درد شايع ترين شكايت كلينيكي بيماران ودرمان درد آن از قديمي ترين درمان هاي بشر به شمار مي رود.علي رغم هزاران مقاله و تحقيق و پژوهش كه در زمينه ي درد در دانشگاها و انيستيتوي تحقيقاتي انجام گرفته است هنوز دانش بشري قادر به تعريف كاملي از درد نشده است، وجود عناصر رواني و هيجاني و اجتماعي در درد باعث پيچيدگي بيشتر در توضيح مفهوم درد شده است. دردهای مزمن در تمام جهان به شکل گستردهای شیوع دارند، در بسیاری از تحقیقات انجام شده معلوم گردیده است که حدود 50 درصد از مردم جهان از دردهای مزمن متعدد رنج میبرند. در بسیاری از آنها درد علاوه بر مزمن بودن، شدید هم است. بسیاری از مردم جهان همواره با یک درد مزمن در طول زندگی خود مواجه هستند و این امر برای مردم هزینه های گزافی از نظر اجتماعی و اقتصادی به بار آورده است. عوامل رواني واجتماعي جنبه ي بسيار مهمي از درد را تشكيل مي دهند. شناخت عومل رواني اجتماعي كمك بسيار زيادي درشناخت انواع دردها و عوامل موثر بر كنترل و پيشگيري و درمان دارد، با شناخت عوامل رواني اجتماعي مي توان از بروز مشكلات ناشي از درد جلوگيري كرد. پژوهش ها در زمینه مفهوم تاب آوری که در كنترل و پيشگيري و مقاومت از دردبسيار اهمیت دارد و هچنین بررسی کیفیت زندگی مبتلایان به انواع دردهای مزمن در کشور بسیار كم بوده است و انجام تحقيقات دراين مورد امري ضروري است ؛ براي اينكه هم يافته هاي پژوهش مي تواند در شناخت ما ازعوامل رواني در دردهاي مزمن نقش بسيار مهمي ايفا كند و هم مبنايي براي پژوهش های ديگررا فراهم مي كند. بديهي است كه كمبود شناخت كامل پديده ي دردتاثير مستقيم برنظام بهداشتي و درماني ما خواهد داشت و نبود شناخت كافي در مورد اين جنبه ها درمان دردهاي مزمن دچار مشكلات جدي مي كند. نتایج حاصل از پژوهش را می توان در اختیار مراکز درمانی تخصصی درد، بیمارستان ها، مراکز مشاوره و راهنمایی، هلال احمر و سایر مراکز دست اندرکار قرار داد. تا بر مبنای آنها برنامه ریزی برای شناسایی، پیشگیری و رفع مشکلات جسمانی، روانی واجتماعی این افراد انجام گیرد. از آنجایی که ایران تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی زیادی با کشورهای دیگر از جمله امریکا و کشورهای اروپایی دارد، حاصل این مطالعات میتواند، چشم انداز بهتری از تاثیر متغیرهای جمعیت شناختی و تاب آوری بر کیفیت زندگی افراد مبتلا به درد مزمن بدهد.

اوزون تراپی

4-1) اهداف پژوهش تعیین سهم تاب آوری، شدت و مدت درد در پیش بینی کیفیت زندگی افراد مبتلا به درد مزمن تعیین سهم تاب آوری، شدت و مدت درد در پیش بینی سلامت جسمانی افراد مبتلا به درد مزمن تعیین سهم تاب آوری، شدت و مدت درد در پیش بینی سلامت روانشناختی افراد مبتلا به درد مزمن تعیین سهم تاب آوری، شدت و مدت درد در پیش بینی سلامت اجتماعی افراد مبتلا به درد مزمن تعیین سهم تاب آوری، شدت ومدت درد درپیش بینی سلامت محیط افراد مبتلا به درد مزمن 5-1) فرضیه های پژوهش کیفیت زندگی مبتلایان به درد مزمن براساس میزان تاب آوری، شدت و مدت درد قابل پیش بینی است. سلامت جسمانی مبتلایان به درد مزمن بر اساس میزان تاب آوری، شدت و مدت درد قابل پیش بینی است. سلامت روانشناختی مبتلایان به درد مزمن بر اساس تاب آوری، شدت و مدت درد قابل پیش بینی است. سلامت اجتماعی مبتلایان به درد مزمن بر اساس تاب آوری، شدت و مدت درد قابل پیش بینی است. سلامت محیط مبتلایان به درد مزمن بر اساس تاب آوری، شدت و مدت درد قابل پیش بینی است. 6-1) تعریف متغیرها تعاریف نظری : تاب آوری : عبارت است از فرایند مقابله و سازگاری موفقیت آمیز با شرایط چالش برانگیز و تهدید کننده ی زندگی، که این فرایند نه تنها شامل شکست ناپذیری افراد در برابر حالتهای اضطرابی می گردد، بلکه موجب می گردد افراد با قوای روانی و ذهنی بیشتری در مقابل شرایط استرس آفرین مقاومت کنند .(ماستن1، بست2،گارمزی3،1990). کیفیت زندگی : ادراک فرد از موقعیت شان در زندگی در متن فرهنگ و نظام های ارزشی که در آن زندگی می کنند و در ارتباط با اهداف، انتظارات و نیازهایشان می باشد، که ابعاد جسمانی، روانی، اجتماعی و محیطی فرد را شامل می شود. (میرخانی، 78). Masten Best Garmzey تعاریف عملیاتی: تاب آوری : در این پژوهش منظور از تاب آوری نمره ای است که افراد در مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون دست آورده اند. مدت درد : در این پژوهش منظور از مدت درد پاسخی است که افراد به سوال مدت ابتلا خود به درد را بنویسید می دهند است. شدت درد : در این پژوهش منظور از شدت درد پاسخی است که افراد به مقیاس (0) بدون درد تا (10) که بیشترین درد ممکن است می دهند . کیفیت زندگی : در این پژوهش منظور مجموعه نمراتی است که افراد در پاسخگویی به پرسشنامه کیفیت زندگی1WHOQOl)) در چهار مقوله سلامت جسمانی، روانی، اجتماعی، محیط و سلامت کلی دریافت می کنند است. World Health Organization فصل دوم مروری بر ادبیات پژوهش در این فصل ابتدا به ارائه توضیحاتی راجع به کیفیت زندگی، درد مزمن و تاب آوری پرداخته شد. سپس مروری اجمالی بر مطالعات گذشته در زمینه موضوع مورد پژوهش انجام شد. در پایان با جمع بندی مطالب ارائه شده به ضرورت پژوهش مورد نظر اشاره گردید. 1-2) کیفیت زندگی: 1-1-2)تاریخچه: مفهوم کیفیت زندگی به دوران ارسطو، 385 سال قبل از میلاد مسیح باز می گردد، در آن دوران ارسطو « زندگی خوب» یا « خوب انجام دادن کارها» را به معنی شاد بودن در نظر گرفته است، لیکن در عین حال به تفاوت مفهوم شادی در افراد مختلف پرداخته است و ذکر نموده است سلامتی که باعث شادی در یک فرد بیمار می شود با ثروت که فرد فقیری را شاد می کند یکسان نمی باشند و به طور مشخص بیان نموده است که شادی نه تنها برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد بلکه برای یک فرد نیز در شرایط متفاوت معنی یکسانی نخواهد داشت.واژه کیفیت زندگی نخستین بار توسط "پیگو1"در سال 1920 در کتاب « اقتصاد و رفاه» مورد استفاده قرار گرفت. او در این کتاب در مورد حمایت دولتی از اقشار پائین و تاثیر آن بر زندگی آنها و سرمایه های ملی به بحث پرداخته بود (شاهنده، 1382). این مطلب تا بعد از جنگ جهانی دوم مسکوت ماند تا اینکه در اثر دو حادثه مهم مورد توجه قرار گرفت . اول آنکه سازمان جهانی بهداشت تعریفی از سلامت منتشر کرد که شامل سلامت جسمی، روانی و اجتماعی بود. این امر منجر به بحث گسترده ای در مورد سلامت و چگونگی اندازه گیری آن شد. Pigou دومین اتفاق وجود نابرابری های گسترده اجتماعی در جوامع غربی و سایر کشورها به دنبال پیامدهای جنگ جهانی و پیشرفت در زمینه علوم انسانی و علوم تجربی بود که موجب افزایش فعالیت های اجتماعی و در نتیجه ابتکارات سیاسی گردید. به مرور زمان محققین متوجه شدند که کیفیت زندگی می تواند یکی از پیامدهای پر اهمیت در ارزیابی های سلامت باشد، چنانچه تعریف سازمان بهداشت جهانی از سلامت نیز بر این نکته تاکید دارد. در سال 1985 در شمال غرب انگلستان برای اولین بار تحقیقات کیفیت زندگی انجام شد. محور اصلی این مطالعات محدود به بیماری های روانی مزمن بود و از آن به عنوان شاخصی در جهت ارزیابی سلامت روانی استفاده می شد. امروزه از این مفهوم در اندازه گیری کارایی درمان ها، داروها، جراحی ها و بررسی شاخص های سلامت استفاده می گردد. تا دهه 1950 اصطلاح کیفیت زندگی در مباحث اقتصادی و اجتماعی مورد استفاده قرار می گرفت و در آن زمان این واژه بیشتر یک مفهوم اقتصادی بود تا روانشناختی( شاهنده، 1382) پس از ارائه هرم نیازها توسط آبراهام مزلو1(1954)که سلسله مراتبی از نیازها را ارائه داده بود، توجه از نیازهای صرفا مادی و اقتصادی به نیازهای شناختی که در سلسله مراتب هرمی نیازها در سطوح بالاتری قرار داشت معطوف شد و روانشناسان معتقد شدند که احساس رضایت و برداشت شخصی فرد از رفاه مادی عامل اصلی برای رسیدن به یک کیفیت زندگی خوب می باشد. در حال حاضر مفهوم کیفیت زندگی توجه به معنویات و احساسات فردی و تمام سطوح نیازها از نیازهای فیزیولوژیک تا نیاز به خود شکوفایی را در بر می گیرد (نظری ، 1380) Maslow اگرنس1 در سال 1988 به طورقوی تحت تاثیر هرم نیازهای مازلو قرار گرفته بود و برای نیل به کیفیت زندگی رضایت بخش برآورده شدن نیازهای زیر را لازم می دانست: نیازهای حیاتی نیاز برای داشتن ارتباطات و تعاملات نزدیک و مناسب نیاز برای اشتغال هدف دار نیاز برای تغییر همه انسان ها به دنبال کسب شادمانی هستند. شاید بتوان تمام فعالیت ها و تلاش های بشر را حرکت به سوی دو هدف کلی دانست. این دو هدف عبارتند از: گریز از درد و رنج و جستجوی شادی. بهترین راه اندازه گیری کیفیت زندگی افراد بررسی جنبه هایی از نیاز انسان هاست که باعث خوشبختی و شادی آنها شوند( غلامی مایانی، 1384). علاقه مندی به بررسی کیفیت زندگی در حیطه مراقبت های بهداشتی و پزشکی از آنجا آغاز شد که با شروع قرن بیستم در اکثر کشورها به خصوص در کشورهای صنعتی همزمان با اقدامات پیشگیری و درمان برای بیماری ها، تغییرات زیادی در مراقبت های بهداشتی برای بهبود وضعیت سلامتی و بهداشت صورت گرفت. این تغییرات باعث افزاش متوسط طول عمر مردم شد. در آمریکا نیز تلاش برای بررسی کیفیت زندگی از سال 1960 شروع شد که شامل بررسی عوامل مختلف اجتماعی و محیطی از قبیل آموزش و پرورش، پیشرفت اقتصادی، تندرستی و رفاه و غیره بود(پیغمبر دوست، 1386). Aggerneas امروزه انجمن های تحقیقاتی، سازمان بهداشت جهانی و دیگران از مفهوم کیفیت زندگی به عنوان یک شاخصی برای ارزیابی موفقیت برنامه های بهداشتی- رفاهی و اندازه گیری وضعیت سلامت، سودمندی درمان و توصیف نتایج کلی تشخیص و درمان استفاده می کنند ( تاچر، هاپودوآندرسون1، 2002) اندازه گیری و بررسی کیفیت زندگی بیماران به عنوان یک برآیند مورد انتظار مهم در کنار سایر شاخص ها، در تحقیقات بالینی ارزشمند شناخته شده است (پیغمبر دوست، 1386) سازمان یونسکو از دیگر سازمان هایی است که توجه عمیقی بر روی کیفیت زندگی معطوف نمودهسازمان از سال 1990 تا 2000، مقوله کیفیت زندگی را در پنج قاره دنیا و کشورهای مختلف بررسی کرده است و روند توسعه کیفیت زندگی را در سال 2005 طی 34 صفحه به شکل آماری، تحت عنوان کیفیت زندگی ارائه نموده است (قدیری، نیلوفر 1386). 2-1-2) تعریف کیفیت زندگی: کیفیت زندگی مفهومی است با ماهیت انتزاعی و ابعاد گوناگون و دستیابی به یک تعریف جامع و کلی دشوار و نا ممکن است ولی بر اساس کاربرد های آن توسط مراجع و افراد مختلف می توان از آن تعاریفی عملیاتی ارائه نمود. این واژه مفهومی چند بعدی و چند وجهی دارد. Thacher, Hopwood, Anderson در حال حاضر بیش از یک صد تعریف از کیفیت زندگی در متون علمی وجود دارد ولی به طور کلی به وسیله حیطه هایی که در برگیرنده کیفیت زندگی است تعبیر می شود، حیطه هایی مانند سلامت روحی، اعتماد به نفس، شادمانی، سلامتی جسمی و رضایت از زندگی و غیره (نظر زاده،88). کیفیت زندگی یک فرآیند منطقی و مفهومی استوار بر پایه فرهنگ و خلاصه ای از ارزش ها و عقاید، سمبل ها، تجارب شکل گرفته آن فرهنگ آن فرهنگ است و راهی برای شناخت و فهم شرایط و تجارب انسان در زندگی فراهم می کند. لذا شناخت کیفیت زندگی عاملی مهم در راستای راهنمایی، حفظ و پیشبرد سلامت و تندرستی در جوامع و فرهنگ های مختلف می باشد (رحیمی، 1385) گوتی و همکارانش معتقد هستند مفهوم کیفیت زندگی وضعیت بهتر زیستن است که مشتمل بر دو بخش می باشد: الف- توانایی اجرای فعالیت های روزمره که همان بهزیستی جسمی،روانی و اجتماعی است. ب- رضایت فرد از سطح عملکرد خود (رسولی، 1382) فالوفیلد و همکاران معتقدند که کیفیت زندگی مجموعه ای از اطلاعات ذهنی است که معمولا بیمار در مورد نوع تجارب خود از بیماری مانند درد, ضعف, ناتوانی و جنبه های وسیعتری از وضعیت جسمانی عاطفی, اجتماعی و شغلی خود بیان می نماید. تعریف (1WHO) سازمان بهداشت جهانی کامل ترین تعریف موجود از کیفیت زندگی است که اکثرا پژوهشگران به آن استناد می کنند. تعریف سازمان بهداشت جهانی از کیفیت زندگی چنین است: " ادراک فرد از موقعیت شان در زندگی در متن فرهنگ و نظام های ارزشی که در آن زندگی می کنند و در ارتباط با اهداف، انتظارات و نیازهایشان می باشد" (میرخانی، 78). کیفیت زندگی به مقدار زیاد از ارزش ها متاثر است و در واقع طبق ارزش های فردی و اجتماعی و ملی امری است ذهنی و درونی و متصور و در نتیجه به تصورات و ادراک فرد از واقعیت های زندگی بستگی دارد (نظری زاده، 88). هر فرد خصوصیات خاص خودش را دارد و ادراکش در مورد خوب یا ضعیف بودن کیفیت زندگی مختص خودش است. بدین ترتیب یک عامل ویژه مانند بازگشت به کار می واند به معنای ارتقای کیفیت زندگی برای یک فرد خاص محسوب شود، در حالی که همین عامل برای فرد دیگر می تواند به معنای بدتر شدن وضعیت و کیفیت زندگی باشد. از نظر فارکو2 (1995) تعاریف موجود در ارتباط با کیفیت زندگی به سه دسته تقسیم شده اند: تعاریف عمومی: این تعاریف از رضایت از زندگی و احساس شخصی رفاه و خوشحالی تاکید دارند. تعاریف عمومی هم به شرایط خارجی و هم به تجارب ذهنی فرد از کیفیت زندگی اهمیت می دهند. تعاریفی که تاکیدش بر یک یا دو جزء تشکیل دهنده آن است. تعاریفی که کیفیت زندگی را به اجزاء یا یک سری از حیطه های تشکیل دهنده اش تجزیه می کنند. World Health Organization Farquhar این تعاریف نسبت به تعاریف عمومی برای تحقیقات تجربی مناسب ترند، زیرا یک گام به کاربردی کردن مفاهیم نزدیک تر می باشند (دهدادی، 1380) نمونه ای از این تعاریف " که مرکز تحقیقات کیفیت زندگی دانشگاه تورنتو" درباره کیفیت زندگی ارائه کرده است به شرح زیر است: کیفیت زندگی هر شخصی میزان لذت بردن او از امکانات مهم زندگی اش است. این امکانات از فرصت ها و محدودیت هایی که هر شخصی در زندگی دارد، ناشی می شود و به تعامل فاکتورهای شخصی و محیطی بر میگردد. در این رابطه سه حوزه اصلی تعریف شده اند ، که هر کدام شامل زیر گروههایی می باشند : الف-حوزه بودن 1 ب-حوزه وابستگی و تعلقات 2 ج-حوزه شدن 3 Being Belonging Becoming الف-حوزه بودن در این حوزه به سه جنبه توجه می شود : 1-بودن جسمی1: شامل وضعیت تغذیه و توانایی جسمی زندگی کردن 2-بودن روانی 2 : در این حوزه به خلق غالب شخص و نیز فارغ بودن وی از نگرانی و استرس توجه می شود. 3-بودن معنوی 3: این حوزه به تصور شخص از درست یا غلط بودن ، بد و خوب و امید واری به آینده توجه می شود. ب-حوزه وابستگی و تعلقات این حوزه به سه جنبه توجه شده است : 1-تعلق فیزیکی: که شامل وابستگی به محل زندگی ، خانه ، آپارتمان و همسایه ها می باشد. 2-تعلق اجتماعی: که شامل روابط با خانواده و داشتن همسر و تعلق به شخص خاصی می باشد. 3-وابستگی: در ارتباطات که شامل توانایی استفاده از سرویس های پزشکی، اجتماعی و غیره و همچنین داشتن در آمد کافی می باشد. Physical Being Psychological Being Spritual Being ج-حوزه شدن در این حوزه به جنبه های زیر توجه می شود : 1-شدن عملی : که شامل فعالیت های اطراف منزل و نیز داشتن شغل یا رفتن به مدرسه می شود.

اوزون تراپی

2-گذراندن اوقات فراغت شامل فعالیت های بیرون منزل مثل پیاده روی و فعالیت های داخل منزل مثل دیدن تلویزیون . 3-رشد و پیشرفت کردن که شامل ارتقاء سلامت فیزیکی، روانی و غیره می باشد. تقسیم بندی دیگری ابعاد کیفیت زندگی را به چهار بعد، عملکرد جسمی، روانی،اجتماعی و معنوی تقسیم کرده است. طبق تقسیم بندی اجرای عملکرد جسمی شامل وجود یا عدم وجود اختلال در اشتها، اختلالات بلع و تهوع،یبوست واسهال، تنگی نفس و بخوابی، ناتوانی، بی حسی ودرد، توانایی حرکت جهت مراقبت از خود و توانایی انجام کارهای عادی و روزمره می باشد. اجرای عملکرد روانی مشتمل بر وجود یا عدم وجود اضطراب، افسردگی، سازش با بیماری و در آن و رضایت از مراقبت ارائه شده به بیمار می باشد. اجرای عملکرد اجتماعی در بر گیرنده نحوه ایفای نقش ها، ارتباطات و تعاملات خانوادگی، ارتباط با دوستان و توانایی کار در خارج از منزل و فعالیت های جنسی می باشد. اجرای عملکرد معنوی شامل پرداختن به کارهای مذهبی از قبیل رفتن به اماکن مذهبی و مقدس، دعا کردن و راز و نیاز با خدا می باشد(رحیمی،1385). 3-1-2) ویژگی های کیفیت زندگی برای کیفیت زندگی سه ویژگی در نظر گرفته شده است. علی رغم عدم وجود توافق کلی درباره ی تعریف کیفیت زندگی بین پژوهشگران، آنان در مورد ویژگیهای کیفیت زندگی یعنی چندبعدی بودن، ذهنی بودن و پویا بودن کیفیت زندگی توافق دارند. ویژگی اول چند بعدی بودن کیفیت زندگی است که در بسیاری از تحقیقات بالینی به اثبات رسیده است.اگر چه بعضی از مطالعات معیارهای عینی کیفیت را نشان می دهند، مطالعات دیگری هستند که به معیارهای ذهنی آن توجه دارند. ویژگی دوم کیفیت زندگی ذهنی بودن آن است، ارزیابی فرد فرد از سلامت و خوب بودنش عامل کلیدی در مطالعه کیفیت زندگی می باشد. قضاوت در مورد بیماری، درمان و سلامتی خود، بیشتری نسبت به ارزیابی عینی از سلامت دارد. از ویژگی های دیگر کیفیت زندگی پویا بودن است. پویایی کیفیت زندگی به این معنا است که با گذشت زمان تغییر می کند و به تغییرات فرد ومحیط بستگی دارد. این مشخصه در طول زمان قابل مشاهده است( شیپر1، 2000). 1.Schipper 4-1-2) کیفیت زندگی مربوط به سلامت1: سلامتی و شادابی افراد یک جامعه بزرگترین پشتوانه یک کشور برای پیشرفتهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است و هرگونه سرمایه گذاری مادی یا آموزشی در این زمینه را باید سرمایه گذاری بنیادی تلقی نمود. آنچه که به عنوان کیفیت زندگی در پزشکی به کار می رود، کیفیت زندگی مربوط به سلامت بوده و شامل ارزیابی ذهنی فرد از وضعیت سلامتی کنونی، مراقبت های بهداشتی و فعالیت های ارتقاء دهنده سلامت در جهت دنبال کردن اهداف ارزشمند زندگی می باشد( سینتیا2 ،کینگس3،هیندس4، 1998). برخی از نظریات حاکی از این است که کیفیت زندگی احساس رضایت مندی از زندگی است و این زندگی ممکن است با سلامت همراه باشد یا نباشد (روستن5،1995).

اوزون تراپی

کیفیت زندگی مرتبط با سلامت به ابعاد جسمی، روان شناختی و اجتماعی سلامت تاکید دارد و به نظر می رسد حیطه مجزا و روشنی است که تحت تاثیر عقاید، احساسات و انتضارات فرد قرار می گیرد، کیفیت زندگی مربوط به سلامت در بر گیرنده سلامت و توانایی عملکرد فردی می باشد و نشان دهنده تاثیرات بیماری و درمان در زندگی و ادراک فرد از آن است و اشاره به ادراک یک شخص یا گروه از سلامت جسمی و روانی خویش در هر زمان دارد( فلچر6، 1992). Health Related Quality Of Life. Cinthia King Hinds Rustoen 6.Fletcher بروس1هفت حیطه عملکرد جسمی، ایفای نقش، درد، رهبرد مقابله، وضعیت خواب، وضعیت خانوادگی و درک کلی از سلامت را برای بررسی کیفیت زندگی مرتبط با سلامت مطرح می کند. یکی از عملکردهایی که معمولا در بیماران مورد بررسی قرار می گیرد عملکرد جسمی است. بسیاری از بیماریهای مزمن باعث محدودیت در انجام فعالیت های جسمی می شود. که این مشکل بر شیوه زندگی فرد اثر می گذارد و شخص در انجام فعالیتهای مهم خود مثل کارهای منزل یا محل کار محدودیت پیدا می کند. از دیگر حیطه های مهم مطرح در کیفیت زندگی مربوط به سلامت درد می باشد. از آنجایی که درد یک تجربه کاملا شخصی است، بهترین راه بررسی آن توصیف توسط خود بیمار است. بنابراین درد در هر زمان و مکانی وجود دارد که شخص آن را بیان می کند و باعث کاهش انرژی می شود و بر تمام جنبه های زندگی فرد تاثیر می گذارد. درد پایدار باعث اختلال در توانایی تمرکز در انجام کارها می شود. توجه زیاد بیمار برای یافتن راهی برای تسکین درد می تواند بر توجه بیمار به محیط اطراف و ارتباطاتش تاثیر بگذارد که این مسئله می تواند منجر به اختلالاتی در روابط اجتماعی و خانوادگی بیمار شود( سیاری و اسدی لاری،1380). از جمله موارد دیگر که کیفیت زندگی را در ارتباط با سلامتی تحت تاثیر قرار می دهد خواب و استراحت فرد است. کمبود خواب بر سلامت فرد اثر گذاشته و باعث کاهش انرژی و خستگی او می شود. در حالی که فردی که به میزان کافی خواب و استراحت دارد انرژی و سلامت کافی را دارد( آقامحمدی،1385). Bruce ارزیابی نیازهای عاطفی و قابلیتهای روانی بیمار، از طریق بررسی نگرش وی، سازگاری او با استرس ها، احساسات او در رابطه با شرایط فعلی خود و سایر مسائل و اهداف فرد در ارتباط با وضعیت فعلی وی امکان پذیر است. تلقی یا شناخت فرد از خود که شامل عواملی از قبیل مفید بودن، مولد بودن، تصویر ذهنی از خود، ذوق، نحوه نگرش به زندگی و آینده نگری می باشد که تاثیر زیادی بر کیفیت زندگی فرد دارد(اولیور جی1، 1999). از دیگر مباحث مرتبط با کیفیت زندگی در ارتباط با سلامتی، وضعیت خانوادگی است. رویداهایی همچون بیماری های مزمن و سرطان می توانند بر وضعیت خانوادگی فرد تاثیر بگذارند و از طریق تغییر در نقش ها، تاثیر بر درآمد، کاهش ارتباطات اجتماعی کیفیت زندگی فرد را تغییر دهد( سیمون، دولاند، روتا2، 2002). ایفای نقش نیز از حیطه های مهم کیفیت زندگی مرتبط با سلامت است. هر فردی در طول زندگی نقشهای متفاوتی را می پذیرد. نقش به صورت خصوصیات رفتاری مورد انتظار در یک موقعیت اجتماعی خانواده تعریف می شود. بسیاری از این نقش ها و توانایی انجام آنها در طول زندگی تحت تاثیر عوامل مختلفی تغییر می کند. شرایطی که بتواند باعث اختلال در توانایی فرد برای انجا نقش های قبلی اش شود می تواند بر اعتماد به نفس شخص اثر بگذارد.(سیمون،کریوی،پیچن3،2003). Oliver J Symon, Donalds, Rota Symon, Creavey, Pichen درک کلی از سلامت حیطه دیگری از کیفیت زندگی است. مفهوم درک از سلامت شامل نمره دادن به سلامت توسط خود فرد است که یک معیار کلی برای نشان دادن نگرانی در مورد سلامتی و استعداد ابتلاء به بیماری ها است. درک کلی از سلامت از اهمیت بالایی برخوردار است. زیرا جزء مهمترین عوامل پیش بینی کننده استفاده از خدمات پزشکی و بهداشت روانی است( فلچر، 1992). توافق عمومی بر این است که کیفیت زندگی توسط بیمار نسبت به مشاهده گر بیرونی بهتر ارزیابی می شود. کیفیت زندگی عموما ارزیابی ذهنی از تجربه زندگی در نظر گرفته می شود و بنا براین به ارزش ها، انتظارات و دور نمای فکری فرد وابسته است. نکته کلیدی آن است که در کل نظر فرد معتبر است. هوش، تحرک و سلامت به تحقق اهدافی که فرد در زندگی دارد کمک می نماید و لذا مثبت تلقی می شود. و بالعکس بعضی موقعیت ها مثل بیماری و ناتوانایی روانی مانع از پیگیری اهداف زندگی فرد می شود و لذا منفی تلقی می شود( نظری سعید، 1380). 5-1-2) اندازه گیری کیفیت زندگی: در زمینه ارزیابی وضعیت سلامت و یا کیفیت زندگی مقیاس های متعددی رشد و توسعه پیدا کرده است. اسپیکر و همکاران تعداد 215 مقیاس را فهرست کردند. مک دوول و نیول مصاحبه های انتقادی از 85 مقیاس سلامت را آماده کردند. بولینگ استفاده از 69 مقیاس از سلامت و بیش از 200 مقیاس مخصوص بیماری را مورد ارزیابی قرار داد. هنوز هم تلاش ها برای توسعه مقیاس جدید سلامت و وضعیت بهداشت عمومی ادامه دارد. در سال 1991، گروه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHOQOL) دید تازه ای در جامعیت مفهوم کیفیت زندگی گشود، و این کار را در سطح بین المللی در کوشش برای دایر کردن مهمترین ابعاد انجام داد. این گروه نه تنها برای توضیح مجدد و وسعت درک کیفیت زندگی، بلکه برای توسعه مقیاس بین المللی بطور واقعی تلاش می کند، و هدف آن توسعه مقیاسی است که در محدوده وسیعی از زبان ها و فرهنگ ها معتبر و قابل اطمینان باشد (ویلیامز1، 2000؛ ص13). تقاضاها برای اندازه گیری مناسب کیفیت زندگی در حال افزایش است که این امر سلامت و مداخلات مراقبت بهداشتی را جهت ارزیابی کردن خیلی خوب میسر خواهد شد . چنین ابزاری می تواند به سیاست گذاری و برنامه ریزی در خدمات بهداشتی- درمانی کمک کند . فرم کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی مفید ترین ابزار در آزمونهای بالینی چند ملیتی برای مراقبت از آنهایی است که بیماری مزمن و جدی دارند ، همچنین این ابزار برای مقایسه های بین فرهنگی در مورد کیفیت زندگی مرتبط با سلامت و در توسعه ارتباطات پزشک و بیمار به صورت مشاوره مفید خواهد بود(اسکوینگتون2،1999). سازمان بهداشت جهانی به دلایل بسیاری به عنوان سازمان پیشگام در توسعه ارزیابی کیفیت زندگی شناخته شده است . همچنین در سالهای اخیر توجه خاصی به توسعه ارزیابی و سلامتی داشته است تا بدین وسیله قدرت اثر گذاری بیماریها و نقایص جسمی و روانی را بر روی توانایی انجام فعالیتهای روزانه و رفتارهای انسان مورد سنجش قرار دهد (ویلیامز،2000) . Wiliams Skevington 6-1-2) ابزارهای اندازه گیری کیفیت زندگی جهت ارزیابی کیفیت زندگی مربوط به سلامت پرسشنامه هایی وجود دارند که آنها را به دو دسته عمومی و اختصاصی تقسیم می کنند. پرسشنامه های عمومی به عنوان ارزیابی سلامت کلی به کار می روند و امکان مقایسه مداخلات را فراهم می کنند. در مواردی که هدف بررسی عملکرد و سلامت عمومی است، ابزارهای عمومی بهتر هستند. چرا که می توان طیف وسیعی از ابعاد کیفیت زندگی را با یک پرسشنامه منفرد بررسی کرد. پرسشنامه های عمومی به دو دسته تقسیم می شوند : 1.دسته اول مقیاس های نمایش1 سلامت هستند. این ابزارها به صورتی طراحی شده اند که ابعاد کیفیت زندگیرا بطور جداگانه مسنجد و به هر بعد نمره جدا گانه می دهند. از جمله این پرسشنامه SF-12, Who BREF, 2SF-36 (فرم کوتاه پرسشنامه کیفیت زندگی)می باشد.

اوزون تراپی

2.دسته دوم پرسشنامه های عمومی به نام راهنمای سلامت هستند. این پرسشنامه ها به کیفیت زندگی یک نمره کلی می دهند و نتایج این پرسشنامه ها بیشتر به منظور بررسی های اقتصادی، بهداشت، تجزیه و تحلیل های مربوط به سودمند بودن هزینه های بهداشتی به کار می رود. Health Profile Short From Of Health Survey پرسشنامه های اختصاصی سنجش کیفیت زندگی این پرسشنامه ها متمرکز بر یک حیطه، یا علامت خاص هستند و جنبه هایی از زندگی را که در آنها اساسی و مهم است مورد بررسی قرار می دهند. از جمله این پرسشنامه ها می تئان به موارد زیر اشاره کرد : پرسشنامه های مربوط به بیماری خاص مثل سرطان . پرسشنامه های مربوط به درد. پرسشنامه های مربوط گروههای خاص مانند کودکان و سالمندان(نظر زاده،1388به نقل از فلچر،1992). 1-2-2) تاب آوری انسانها از یک طرف بر این باورند که می توانند، یاد بگیرند که تغییر کنند و هر آنچه که با آن مواجه می شوند تحت نفوذ خود در آورند و از طرف دیگر اعتقاد دارند باید خود را به سطحی برتر و بالاتر ارتقاء دهند. به دیگر بیان همواره در صدد آن هستند که با تطبیق دادن خود با تغییرات سریع جامعه و فشارهای روانی مرتبط با آن، در سطوح اداری، سازمانی، شغلی و اقتصادی پیشرفت چشمگیری داشته باشند اما در جامعه امروزی به علت استرس های زیادی که در زمینه های متعدد شغلی، اقتصادی، خانوادگی و اجتماعی وجود دارد، تطبیق دادن خود با این استرس های مورد انتظار، بسیار مشکل می باشد و اگر انسانها توانایی تاب آوری و مقاومت را نداشته باشند، تغییرات شدید امروزی چه بسا می تواند ویرانگر باشد. بنابراین در شرایط استرس زای امروزی، تاب آوری برای مقاله با استرس های موجود، بسیار جدی تر از گذشته مطرح می باشد. (مدی و خوش آبا1، 2005) آنچه امروزه تاب آوری انسانها را در شرایط مختلف به خود می طلبد از یک طرف وجود تفاوتهای فردی انسانها در عقاید، سلایق، ارزشها، انتظارات، رجحانها و نیازهای مختلف آنها می باشد و از طرف دیگر به علت تغییر سریع در فناوری و ارتباطات می باشد. پیشرفت سریع فناوری و ارتباطات در قرن کنونی گر چه باعث به روز شدن اطلاعات و انجام دادن کارها بطور سریع شده است ، اما منجر به نیازهای غیر منتظره و بالطبع استرس جدید گشته است. به همین جهت قرن کنونی را قرن اضطراب آشفتگی و بیقراری می دانند و جالب تر آنکه هر چه زمان می گذرد پیشرفتهای محسوس فناوری، زندگی افراد را مضطرب تر و غیر قابل پیش بینی تر می سازد. لذا جهت دستیابی به زندگی لذت بخش، بدون اینکه اضطراب های بیمار گونه ای بر پیکر آن سایه افکنده باشد وجود تاب آوری و مقاومت جدی می باشد (بونی2 ،2004). به عبارت دیگر هر چه شرایط زمانی و مکانی، خانوادگی، شغلی، اقتصادی بخرانی تر و متلاطم تر می شود، ضرورت تاب آوری بیشتر احساس می شود (ماستن، 2007) . 2-2-2)تاریخچه تاب آوری: از سال 1970 به بعد پژوهشهای علمی اجتماعی فراوانی در زمینه فشار روانی و خطرات ناشی از آن انجام گرفته است. اهمیت مدیریت استرس و کاهش فشار روانی باعث گسترش این پژوهشها شد. . Maddi & Khoshaba. Bonnie از آن جایی که تغییرات استرس زا می تواند هم تاثیرات مثبت و هم تاثیرات منفی داشته باشد، مفاهیم زیادی در رابطه با استرس و چگونگی کنترل و کاهش آن مطرح شده است. یکی از این مفاهیم تاب آوری می باشد (مدی و خوش آبا، 2005). در واقع امی ورنر1 یکی از نخستین کسانی است که واژه تاب آوری را در سال 1970 بکار برد. ورنر گروهی از کودکان شهر کاوای هاوایی را مورد مطالعه قرار داد. کاوای هاوای از جمله مناطق فقیر نشین است که بسیاری از کودکان در این منطقه با والدینی زندگی می کنند که از نظر روحی بیمار و یا الکلی بودند و یا از کار اخراج شده بودند. ورنر با مطالعه ای که بر روی کودکان این نوع والدین داشت، دریافت دو سوم آنها رفتارهای مخدر مانند سوء مصرف الکل، مواد و رفتارهای ضد اجتماعی را در دوران نوجوانی نشان دادند و میزان تاب آوری آنها در مقایسه با یک سوم کودکانی که در نوجوانی رفتارهای ضد اجتماعی نداشتند، بسیار پایین تر بوده است. ورنر در این تحقیق متوجه شد، کودکانی که میزان تاب آوری آنها بالا بوده است در نوجوانی دارای صفات و ویژگی هایی بودند که باعث تمایز آنها از نوجوانی می گشت که تاب آوری پایینی داشتند( ورنر،1995) . بعد از تحقیق ورنر درباره تاب آوری، واژه تاب آوری به عنوان یک موضوع مهم نظری، موضوع تحقیق بسیاری از محققان گردید. بطوریکه ماستن، بست،( گارمزی1990) تاب آوری کودکانی که مادران اسکیزوفرن داشتند را در مقایسه با کودکانی که مادران سالم داشتند، مورد مطالعه قرار دادند. Werner نتایج تحقیق نشان داد، کودکانی که مادران سالم داشتند در مقایسه با کودکانی که مادران اسکیزوفرن داشتند نه تنها میزان تاب آوری آنها بالا بوده است بلکه از اعتماد به نفس و پیشرفت تحصیلی بالاتری برخوردار بودند. بعدها محققان تاثیر بدرفتاری والدین با کودکان، تاثیر حوادث و وقایع فاجعه انگیز زندگی بر افراد و فقر جامعه بر روی تاب آوری افراد را مورد بررسی و سنجش قرار دادند (راتر1، 1999). بونی (2004) با تحقیقاتی که بر روی کودکان داشت، دریافت کودکانی که والدین آنها مبتلا به بیماریهای روانی، الکلیسم و بزهکاری بودند و یا کودکانی که کودکانی که برای مدت طولانی در معرض تاثیرات منفی جنگ بودند و شرایط استرس زایی را تجربه نمودند، در مقایسه با کودکانی که واجد شرایط فوق نبودند، نه تنها میزان تاب آوری انها پایین بوده است بلکه این نوع کودکان فاقد حس مچثبتی از خود بودند، روابط اجتماعی بالایی از خود نشان ندادند، رفتارهای دوستانه و عاطفی در مناسبات از خود نشان ندادند، تجلیات عاطفی و هیجانی آنها کمتر بوده است، به کار و محیط کار خود علاقمندی کمتری نشان دادند و خلاصه اینکه حس برتری کمتری داشتند. بعد از انجام چنین تحقیقاتی بود که بتدریج تحقیقات اساسی تر و جدی تری بر روی تاب آوری انجام شده است. تحقیقات اولیه بیشتر درباره اینکه تاب آوری چیست و چه تاثیراتی بر رفتار افراد دارد، بوده است. اما تحقیقات اولیه بیشتر درباره اینکه تاب آوری چیست و چه تاثیراتی بر رفتار افراد دارد، بوده است. اما تحقیقات بعدی در جهت تغییر تاب آوری، آموزش تاب آوری و اینکه نمایندگان اجتماعی افراد مانند خانواده، مدرسه و محیط کار چه تاثیر مثبت و منفی می تواند بر روی تاب آوری داشته باشد، انجام شده است. Rutter 3-2-2)تعریف تاب آوری: تاب آوری در روانشناسی عبارتست از استعداد و ظرفیت مثبت افراد جهت غلبه بر استرس، حوادث و فجایع، همچنین این واژه برای مقاومت و تحمل پذیری افراد در برابر وقایع منفی آینده نیز بکار می رود( دیوید سون، 2000). تاب آوری ظرفیت بر گذشتن از دشواری پایدار سر سختانه و ترمیم خویشتن است این ظرفیت انسان می تواند باعث شود تا او پیروزمندانه از رویدادهای ناگوار بگذرد و علیرغم قرار گرفتن در معرض تنش های شدید،

 

اوزون تراپی

شایستگی اجتماعی، تحصیلی و شغلی او ارتقاء یابد و بر اساس خود اصلاح گری فکری و عملی انسان در روند آزمون و خطای زندگی شکل می گیرد (مدی و خوشابا، 2005). فرآیند مقابله و سازگاری موفقیت آمیز با شرایط چالش برانگیز و تهدید کننده زندگی که این فرآیند نه تنها شامل شکست ناپذیری افراد در برابر حالتهای اضطرابی می باشد بلکه موجب می گردد افرادی با قوای روانی و ذهنی بیشتری در مقابل شرایط استرس آفرین مقاومت کنند. لاتر، سیچتی، بکر(2000)، تاب آوری را به عنوان یک فرآیند پویایی در نظر گرفته اند که موجگب می گردد، زمانی که افراد با مسایل استرس زا و مشکلات مهم زندگی در زندگی خود روبرو می شوند، رفتارهای مثبت انطباقی تر از خود نشان دهند. محققان فوق بر این باورند که تاب آوری موجب می گردد زمانی که افراد با دشوارهای جدی در زندگی روبرو می شوند نتایج منفی را به نتایج مثبت تبدیل کنند. نتایج مثبت یا انطباق مثبت یعنی رفتارهای شایسته و موفقیت آمیز اجتماعی زمانی که افراد در مراحل خاصی از زندگی خود با مشکل یا مسئله ای روبرو می شوند مثلا فقدان آشفتگی های روانی بعد از واقعه آسیب زای 11 سپتامبر ایالت متحده آمریکا. تاب آوری نوعی مصون سازی در برابر مشکلات روانی، اجتماعی بوده و کارکرد مثبت زندگی را افزایش می دهد که می تواند بوسیله فراهم نمودن افزایش مهارتهای اجتماعی تقویت گردد. مهارت هایی از قبیل برقراری ارتباط، مهارتهای رهبری، حل مسئله، مدیریت منابع، توانایی رفع موانع موفقیت و توانایی برنامه ریزی (بابایی، 1387). واژه تاب آوری را می توان بصورت بیرون آمدن از شرایط سخت یا تعدیل آن تعریف نمود. در واقع تاب آوری ظرفیت افراد برای سالم ماندن، مقاومت و تحمل در شرایط سخت و پر خطر است که فرد نه تنها بر آن شرایط دشوار غالب می شود، بلکه طی آن و با وجود آن قوی تر نیز می گردد. پس تاب آوری به معنای توان موفق بودن، زندگی کردن و خود را رشد دادن در شرایط دشوار با وجود عوامل خطر است. این شرایط خود به خود ایجاد نمی شود مگر اینکه فرد در موقعیت دشوار و ناخوشایندی قرار گیرد تا برای رهایی از آن با صدمه پذیری کمتر، حد اکثر تلاش را برای کشف و بهره گیری از عوامل محافظت کننده فردی و محیطی در درون و برون خود که همواره بصورت بالقوه وجود دارد بکار گیرد( کاظمی، 1383). بطور کلی محققان مقاومت و تلاش در جهت پیدا کردن راه حل های منطقی در بستر شرایط استرس زا و تهدید کننده زندگی را تاب آوری می گویند. 4-2-2)ضرورت تاب آوری در دنیای امروز: انسان ها زمانی که با استرس و موقعیت های تهدید کننده مواجه می شوند، دسته ای از آنها احساس دلهره، بیقراری، غم و اندوه و درماندگی می کنند به همین جهت یا رفتارهای پرخاشگرانه از خود نشان می دهند یا اینکه افسرده می شوند و اشتها و خواب خود را از دست می دهند. چنانچه شرایط استرس زا برای مدت طولانی در زندگی اینگونه افراد وجود داشته باشد، سلامت جسمانی و روانی افراد دچار اغتشاش می گردد. اینگونه افراد تاب آوری ضعیفی در مقابل استرس دارند و بالطبع آسیب پذیری زیادی از خود نشان می دهند. در مقابل دسته ای دیگر وقتی با شرایط استرس زا مواجه می شوند، سعی می کنند بدون اینکه تسلیم شرایط شرایط استرس زا شوند از شرایط موجود به عنوان فرصتی برای پیشرفت خود استفاده نمایند. به دیگر سخن آنها بدون نشان دادن واکنش های هیجانی و بیمار گونه تلاش می کنند نه تنها شرایط موجود را کنترل نمایند بلکه راه حل های منطقی بر ای حل تعارضات ناشی از شرایط استرس زا پیدا نمایند. این مقاومت و تلاش در جهت پیدا کردن راه حل های منطقی در بستر شرایط استرس زا را تاب آوری می گویند. چرا اینکه اینگونه افراد بر این باورند لذایذ و آرامش زندگی از دل سختی ها و مشکلات گذر می کند (مدی، خوشابا، 2005). با چنین دیدگاهی افرادی که دارای تاب آوری بالایی هستند شرایط استرس زا را سخت کنترل و سپس با اتخاذ راه حل هایی منطقی، آن موقعیت ها را در مسیری که خود می خواهند، هدایت می کنند. در چنین شرایطی اینگونه افراد، احساس خشنودی، خود باوری و اعتماد به نفس می کنند به عنوان مثال تاجری که بعد سالها موفقیت، ناگهان ورشکسته می شود و قسمت اعظم دارایی خود را از دست می دهد، بدون اینکه مغلوب شرایط آسیب زای خود شود، از تجارب و باقی مانده دارایی های خود به نحو احسن در جهت ارتقای خود استفاده می کند و علت ورشکستگی خود را به عنوان تجربه بزرگ در زندگی خود مورد تلقی قرار می دهد (کارور، شییر1، 1999). تغییر و تحول ناشی از پیشرفت سریع فناوری و اینترنت در همه ابعاد زندگی شغلی افراد، گسترش زندگی ماشینی و توجه کمتر به نیروی انسانی، لزوم یادگیری دانش و تکنولوژی جدید و کنار گذاشتن دانش، مهارت و اطلاعات قدیمی، فقدان امنیت شغلی و اقتصادی در جهان امروز، کم رنگ شدن صداقت، وفاداری و تعهد در گستره شغلی و خانوادگی، منجر به بی امنی و ناپایداری در زندگی افراد گردیده است. قطعا افرادی که کمتر تحت تاثیر جریانات منفی فوق قرار می گیرند که از تاب آوری بالایی برخوردارند.

اوزون تراپی

Carver, C.S, & Scheier, M.F. افرادی که از تاب آوری پایین یا ضعیفی برخوردارند و به جای اینکه به دنبال راه حل های منطقی باشند با انکار و اجتناب از کنار آن موقعیتها می گذرند، بی تردید دچار اینگونه اغتشاشات شغلی، خانوادگی، اقتصادی و شخصی می شوند. اما افرادی که از تاب آوری بالایی برخوردارند گرچه شرایط فوق را به عنوان شرایط تهدید کننده در نظر می گیرند، اما تلاش می کنند با اتخاذ راه حل های منطقی شرایط استرس زا را به فرصت های طلایی تبدیل کنند. در نتیجه از شرایط موجود به نحو احسن در جهت خواسته های خود استفاده می کنند (بانانو2 ، 2007). 5-2-2)نشانه های تاب آوری: ماستن، بست، گارمزی (1990)، نشانه های تابآوری را به شرح ذیل می دانند: اتخاذ نتایج مثبت و خوشایند از شرایط سخت و خطر زای زندگی. داشتن ظرفیت و مقاومت پایدار در شرایط استرس زا. بهبودی نسبتا سریع بعد از آسیب شرایط استرس زا. افراد تاب آور وقتی که در شرایط استرس زا و موقعیت های تهدید کننده زندگی قرار می گیرند مانند فقر و تهیدستی، داشتن والدین مبتلا به بیماری های روانی و جسمانی، داشتن همسرانی که از لحاظ تحصیلی پایین هستند و مشکلات شغلی، بیش از آنکه تسلیم شرایط موجود شوند، تلاش می کنند با اتخاذ راه حل های منطقی و صحیح نه تنها استرس های زندگی را کنترل کنند بلکه تلتش دارند وضعیت موجود را در جهت مثبت ارتقاء و بهبود بخشند. Bananeo, G.A ورنر1 و اسمیت2(1982)، براین باورند وقتی افراد تاب آور در شرایط سخت و دشوار زندگی مانند طلاق، اختلافات زندگی، درگیریهای شغلی و ورشکستگی اقتصادی قرار می گیرند بیش از آنکه آنها به صورت هیجانی با مشکلات خود برخورد نمایند، شکیبایی و تحمل زیادی در برابر شرایط فوق از خور نشان می دهند و سعی نمی کنند با اتخاذ راه حل های سریع و هیجانی وضعیت موجود را بدتر کنند، بلکه این نوع افراد با نگریستن به مشکل خود از زوایای منختلف و بدون اینکه کنترل رفتاری و هیجانی خود را از دست دهند، سعی در ارائه راه حل های منطقی برای رفع مشکل خود دارند. خلاصه اینکه افراد تاب آور مانند همه انسانها در بستر زندگی خود دچار مشکلات سخت، ناگهانی و غیر قابل کنترل مانند فاجعه 11 سپتامبر ایالت متحده می شود. این افراد در مقایسه با افرادی که تاب آوری پایینی دارند، گرچه دچار اضطراب، دلهره، بیقراری، مشکلات مربوط به خواب و نشانگان روانی دیگر اختلالات می شوند، اما خیلی سریع سعی می کنند مشکلات خود را یکی پس از دیگری حل نموده و بهبودی اولیه خود را کسب نمایند. البته شایان ذکر است در این بهبودی عواملی چون سن، خصوصیات و کیفیات حمایتی خانواده ها، جنس و شبکه های ارتباطی خانواده نقش حساسی دارند (دیویدسون،2000). Werner Smith 6-2-2)خصوصیات تاب آوری: تاب آوری، تنها پایداری و مقاومت در برابر آسیب ها و یا شرایط تهدید کننده نیست بلکه مشارکت فعال1 و سازنده محیط پیرامونی خود است. می توان گفت تاب آوری، توانمندی و قابلیت فرد در برقراری تعادل زیستی، روانی، معنوی در تقابل شرایط مخاطره آمیز است (کانر و دیویدسون، 2003). نوعی ترمیم خود با پیامدهای مثبت هیجانی، عاطفی و شناختی است ( ماستن، 2001). کامپفر2 (1999) اشاره می کند، تاب آوری، بازگشت به تعادل اولیه و یا رسیدن به تعادلی سطح بالاتر است ( در شرایط تهدید کننده) و از این رو سازگاری موفق در زندگی را فراهم می آورد. همچنین کامپفر به این نکته اشاره می کند، سازگاری مثبت با شرایط زندگی، هم می تواند پیامد تاب آوری به شمار رود و هم می تواند به عنوان پیش آیند، سطح بالاتری از تاب آوری را سبب شود. راتر (1987) بر این باور است که تاب آوری از اعتقاد به خود کفایی شخصی، توانایی مواجهه با چالش ها و خزانه مهارت های حل مساله ریشه می گیرد. اگرچه تاب آوری تا حدی یک ویژگی شخصی و تا حدودی نیز نتیجه تجربه محیطی افراد است، ولی انسانها قربانی محیط یا وراثت خود نیستند. افراد می توانند تحت آموزش قرار گیرند تا ظرفیت تاب آوری خود را بوسیله آموختن برخی مهارت ها افزایش دهند. می توان واکنش در مقابل استرس، رویدادهای ناخوشایند و دشواری ها را تغییر داد به طوری که بتواند بر مشکلات و تاثیرات منفی محیط غلبه کنند. Active participant Kumpfer به عبارتی بعضی از مهارتها یی که به افراد کمک می کنند تا تاب آوری خود را افزایش دهند، آموختنی هستند. داشتن هدف در زندگی و اعتماد به نفس از عوامل اصلی تاب آوری است. کانر و دیویدسون (2003) بر این عقیده است که از آنجا که تاب آوری به عنوان معیاری برای مقابله با استرس قلمداد می شود، می تواند هدف مهمی در مداخله های روانشناختی و روان درمانی باشد. کاظمی( 1383) پنج خصوصیت مهم را برای تاب آوری بر شمرده است: تاب آوری روندی پویاست نه وضعیتی ثابت تاب آوری موقعیتی است. یعنی رفتاری ممکن است در موقعیتی سازگارانه و در موقعیتی دیگر ناسازگارانه باشد. تاب آوری محصول تعامل ویژگی های شخصیتی ذاتی با فاکتورهای محیطی است. تاب آوری در موقعیت هایی که چندین عامل خطر وجود دارد، پیچیده تر است. تاب آوری می تواند آموختنی باشد. کامپل (2006) با تحقیقاتی که بر روی افراد و شخصیت های متفاوت در زمینه تاب آوری آنها شرایط سخت و تنش زا داشته اند درباره ی خصوصیات تاب آوری به سه نکته مهم اشاره می کنند. تاب آوری فقط داشتن فهرستی از ویژگی ها نیست. یک فرآیند است که در زندگی واقعی تاب آفرینی نام دارد. همه انسانها دارای توانایی ذاتی برای تاب آوری هستند. اما رفتار تاب آورانه رفتاری اکتسابی و یادگیرانه است. برخی از ویژگی های تاب آوری درونی است و انسان آن را دارد یا می تواند به دست بیاورد. اما بعضی دیگر فقط با پرورش آنان در محیطی تاب آفرین ( مانند خانه، مدرسه و اجتماع) به دست می آید. 7-2-2)ویژگی های افراد تاب آور: افراد تاب آور دارای توانمندیهای درونی قابل ملاحظه ای هستند که آنها را در طی کردن شرایط سخت و دشوار زندگی کمک می کند. ادوارد1 و وارلو2 (2005) ویژگی های افراد تاب آور را عبارت می دانند از: مراقبت از خود و دیگران، انعطاف پذیری، داشتن حس شوخ طبعی، مهارت های ارتباطی مناسب، توانایی حل مسئله، احساس استقلال، داشتن هدف و پشتکار و امیدواری، درایت در کمک طلبیدن از دیگران و جلب کمک از آنها. ادوارد و همکاران (2005) در تقسیم بندی دیگری ویژگی افراد تاب آور را بدین صورت بیان می دارد: شایستگی اجتماعی: پاسخگو بودن، انعطاف پذیری، همدلی، دلسوزی، مهارتهای اجتماعی و شوخی. مهارتهای حل مسئله: وجدان منتقد و خلاق، برنامه ریزی، انعطاف پذیری، تخیل و سرشار از منابع، ابتکار. Edward 2.Warelow آینده جویی: علایق خاص، جهت گیری هدفمندانه، معنویت، ایمان، انتظارات سالم، آرمانهای تحصیلی، پشتکار، امیدواری و خوش بینی، آینده سازی، معنا مندی و انگیزه مندی. خود گردانی: خودکار آمدی، ارزشمندی، کنترل در محیط ( احساس تسلط)، خود انضباطی، توانایی مستقل شدن و پایداری. همچنین ادوارد و همکاران (2005) در بررسی بر روی محیط هایی که افراد تاب آور در آن زندگی می کنند ویژگی های محیط های تاب آور را بدین گونه تقسیم بندی نموده اند: ویژگی های محیط های تاب آور ( خانواده، مدرسه و اجتماع) انتظارات مثبت: ارائه راهنمایی و ساختار، چالش طلبی حمایت گرانه، انگیزش، باورهای مثبت، شناسایی نقاط مثبت و ترسیم افق و آینده ای درخشان. پیوندهای مهربانانه: حمایت بی چشم داشت، دلسوزی، شنیدن و درک کردن، گفتن و درک شدن، باور مندی و اعتماد و ایمنی. مشارکت معنامند: پذیرش و گنجایش فرد، مسئولیت دهی، فرصتهایی برای مشارکت و فرصتهایی برای رقابت اجتماعی و حل مسئله. 8-2-2)تاب آوری روانشناختی: تاب آوری روانشناختی به ظرفیت و گنجایش شخص برای تحمل فشارها در شرایط سخت مثل ابتلاء به یک اختلال روانی یا داشتن خلق و خوی مزمن منفی اشاره دارد. به دیگر سخن تاب دآوری روانشناختی همان ظرفیت روانشناختی افراد است که آنها را از آسیب های روانی ناشی از شرایط استرس زا دور می سازد (بونی، 2004). همه افراد در طول زندگی خود با استر سوء استفاده های جنسی، جسمی و هیجانی، گرفتاریهای شغلی و اجتماعی مواجه می شوند. در چنین شرایطی مهارتهای مقابله ای انطباقی1 می تواند مسئله مدار2، هیجان مدار3 یا اجتماع مدار4 باشد، به جریان می افتد. افراد مسئله مدار که به عنوان افراد تاب آور شناخته می شوند مشکلات و مسایل بوجود آمده را به عنوان فرصت هایی برای ترقی می بینند. به عبارت دیگر اینگونه افراد نخست با یک ارزیابی مثبت و منطقی سعی می کنند از لا به لای مشکلات موجود با صبر و شکیبایی راه حل های منطقی را در پیش گیرند. اما افراد هیجان مدار با ارزیابی منفی که از رویدادهای استرس زا دارند، برخوردهای هیجانی و موقتی در جهت کاهش استرس موقعیت های تهدید کننده دارند. این گونه راه حل ها شاید در کوتها مدت استرس افراد را کاهش دهد اما در بلند مدت در کاهش استرس نقش اساسی ندارد و خلاصه اینگونه افراد اجتماع مدار به دنبال حمایت های عاطفی و فکری دیگران هستند و همیشه انتظار دارند دیگران مسایل و مشکلات آنها را حل و فصل نمایند ( فریدریکسون5 ، 2003). تحقیقات ماستن (2007) نشان داده است افراد هیجان مدار و اجتماع مدار، تاب آوری کمتری دارند و در برخورد با فشارهای روانی خود را کم طاقت و ضعیف می بینند لذا بطور منفی با فشارهای روانی برخورد می کند. Adaptive coping skills Focused problem Focused emotion Focused- social Fredrickson 3-2) درد 1-3-2) تعریف درد دردهای مزمن به عنوان یکی از مهمترین معضلات پزشکی در تمام جهان می باشند. زیرا سالیانه میلیونها نفر از افراد بشر گرفتار آن می شوند، ولی متاسفانه درمان مناسبی دریافت نمی نمایند. در سراسر دنیا دردهای مزمن مهمترین علت رنج و معلولیت انسانها بوده و به طور جدی بر روی کیفیت زندگی افراد بشر تاثیر میگذارند. درد کلمه ای است که برای انواع مختلفی از تجربه استفاده می شود و نه تنها به احساس درد، بلکه به چگونگی تاثیر آن بر ما نیز اشاره دارد. بر اساس تعریف انجمن بین المللی درد (IASP): " درد یک تجربه حسی و عاطفی ناخوشایند همراه با یک آسیب بافتی فعال یا بالقوه می باشد یا بدان صورت بیان می گردد" بطور کلی درد به دو دسته عمده تقسیم بندی می شود: دردهای حاد و دردهای مزمن درد حاد به دردهایی گفته می شوند که در اثر آسیب به بافتهای بدن و فعال شدن گیرنده های حس درد در محل ضایعه بافتی ایجاد می گردند. درد مزمن به انحاء متفاوتی تعریف شده است. درد مزمن به دردهایی اطلاق می شود که بیش از یک ماه نسبت به دوره کلی یک بیماری حاد با یک زمان منطقی برای بهبود یک عارضه ادامه داشته باشد(وال1 1984). Wall وال در تعریف درد مزمن می گوید که چنین دردهایی در واقع " طولانی شدن ساده یک درد حاد نیستند. استرنباخ1 نیز اضافه می کند که اگر چه درد حاد به عنوان علامتی از یک بیماری می باشد، ولی دردهای مزمن خود یک بیماری اند که معمولا از نظر فیزیکی، روانی و اجتماعی، مخرب هستند. از مشکلات همراه با درد مزمن می توان به افسردگی اشاره کرد، همچنین بالمر2 و هیلبرون3 اذعان دارند که از مشکلات دیگر همراه با درد مزمن اضطراب، عصبانیت و خشم می باشند. مشکلاتی همچون اختلالات خواب، تحریک پذیری و خستگی، سبب کاهش فعالیت و تحمل درد می شوند که این مسایل خود بر مشکلات بیماران مبتلا به درد مزمن می افزایند.

اوزون تراپی

وجود دردهای مزمن غیر بدخیم می تواند سبب تغییر در نقش ها، سطوح ارتباط و فعالیت ها در خانواده و سر کار شود، که ین امر ممکن است سبب احساس فقدان و انزوا گردد. علاوه بر تغییرات خانوادگی و شغلی که برای بیمار اهمیت دارد، ممکن است بیمار برای حفظ و ایجاد رابطه با متخصصین سلامتی نیز با مشکل مواجه باشد. اگر چه متخصصین سلامتی مرتبا در حال تلاش اند که از درد این بیماران بکاهند ولی در تسکین کامل درد آنها ناکام مانده اند که این مسئله برای هر دو طرف نا امید کننده می باشد. بنا براین با توجه به این مسئله که پایان درد در بیماران نامعلوم می باشد و درمان های متعددی که بر روی بیماران انجام می شود با موفقیت کمی همراه است باعث افزایش نگرانی های بیمار می گردد. چنین دردهایی غالبا علت فیزیکی مشخصی ندارند و سبب می شوند که حتی در برخی موارد فرد بیمار، به عنوان شخصی که تمارض می نماید، تصور شود. Sterenbach Bulmer Heilborn وقتی مشخص می شود که شخصی درد مزمن غیر بدخیم دارد، هدف درمان لزوما متوقف کردن درد نیست بلکه به قول ویلیامز1، کمک به بیمار برای کنترل و یا کنار آمدن با دردهایش است، این بدین معنا نیست که به آنها بگوییم، کاری بیشتر از این نمیتوانیم انجام دهیم و آنها مجبورند که با آن درد زندگی کنند، بلکه موثرترین درمان برای این گونه بیماران ایجاد تمایل برای رفتن به کلینیکهای چند تخصصی درد است که تمام تجارب دردها در آنجا مورد توجه قرار گرفته و شیوه های درمانی مثل تمرین ها و فعالیت های درجه بندی شده، کاهش دارو درمانی، روش های شناختی و ادراکی و رفتاری بر روی آنان انجام می شود(کروک2،ریدون3،بروان4،1984). البته قابل ذکر است که نباید اولین خط درمانی یعنی کارکرد پزشکان عمومی را در مورد این بیماران نا دیده انگاشت، چون آنها هستند که به خوبی می توانند غربالگری بیماران را در این زمینه انجام داده و بیماران نیازمند به این خدمات را از میان سایر بیماران انتخاب نموده و به مراکز پیشرفته تر در این زمینه ارجاع نمایند، تا بدین ترتیب از هزینه های گزاف بی دلیل بیمارانی که احتیاج به چنین سیستم هایی ندارند کاسته شده و بیماران نیازمند نیز به سهولت به خدمات مورد نیاز دسترسی پیدا کنند. درد در اساس زندگی روزانه فرد دخیل است پس درمان درد مزمن محتاج مداخله در زندگی روزمره فرد می باشد. دردهای مزمن از این لحاظ باید مورد تامل قرار گیرند که در بسیاری از موارد، علت آنها می تواند سایکولوژیک یا عوامل محیطی باشند و حتی باورها و فرهنگ بیماران نیز بر این مسئله تاثیر گذار است. Williams Crook Rideout Brown از آنجاییکه دانش پزشکی در زمینه مکانیزم ایجاد دردهای مزمن هنوز ناکافی است، تشخیص و درمان دردهای مزمن بسیار سخت تر از دردهای حاد خواهد بودهمچنین مطالعات نشان داده اند که بیماران دچار درد مزمن اغلب از یک بیماری تحلیل برنده نیز رنج می برند. در نتیجه وقتی درد مزمن به طور موثر درمان نشود یا بهبود نیابد اثرات معنوی بسیاری بر روی تمام وجوه سلامتی فرد از جمله کیفیت زندگی فرد می گذارد(کروک و همکاران) . بر خلاف دردهای حاد، دردهای مزمن و مداوم معمولا هیچگونه عملکرد بیولوژیک (هشدار دهنده) ندارند. کیفیت زندگی تقریبا در تمام بیماریها بسیار مهم است زیرا با بیماریزایی و مرگ و میر مرتبط می باشد. درد مزمن از جمله مسائلی است که کیفیت زندگی را به علل گوناگونی تحت تاثیر قرار می دهد و با توجه به اینکه درد مزمن طیف وسیعی از بیماریها شامل بیماریهای روماتولوژیک، سایکولوژیک، ارتوپدیک و ... می باشد، بنابراین شمار زیادی از افراد جامعه از درد مزمن رنج می برند که مجبورند هزینه های بسیاری صرف بیماری خود کنند و همچنین ضرر بسیاری را در اثر اختلال در شغل، متحمل می شوند که باعث ایجاد مشکلات سایکولوژیک در این افراد می شود. البته این را هم باید در نظر گرفت که فرهنگ ها نیز تاثیر بسزایی بر روی درد و نحوه ابراز آن دارند در نتیجه کیفیت زندگی افراد به ناچار از این مسئله تاثیر می پذیرد. حتی باورها و اعتقادات مردم عامه نیز عامل تعیین کننده در بیان و حتی پذیرش درمان های پزشکان می باشد به خصوص در این بیماران که به علت روند طولانی درمان و اینکه درمانها به راحتی و به سرعت به نتیجه نمی رسد، این افراد به ابزارهای دیگری همچون خرافه ها متوسل می شوند که نه تنها بهبودی به ارمغان نخواهد آورد بلکه موجب یاس و ناامیدی بیشتر آنها شده و در نتیجه کیفیت زندگی را بیش از پیش در این افراد کاهش می دهد. درد با بسیاری دیگر از مسایل پزشکی و اختلال عملکرد مرتبط است و علت اصلی مراجعه به مراکز درمانی می باشد. هنگامی که نمی توان درد مزمن را بطور موثر درمان کرد یا بهبود داد، درد مزمن می تواند اثرات مضری بر روی تمام وجوه زندگی فرد داشته باشد. 2-3-2)تاثیر درد بر کیفیت زندگی درد مزمن بر ابعاد گوناگون کیفیت زندگی تاثیر می گذارد ، از جمله از لحاظ مشکلات جسمی ایجاد شده در اثر خود بیماری یا اثرات جانبی آن، که ممکن است بیمار را از فعالیتهای فیزیکی همیشگی باز دارد، و یا ابعاد روانی و یا کاهش فعالیتهای بیمار و یا اختلال در شغل و اموری که بیمار به آنها علاقه دارد. و باعث کاهش روابط اجتماعی و روزمره فرد می شود. همچنین بعد اجتماعی زندگی بیماران نیز به دنبال مشکلات فیزیکی یا مسائل روانی ناشی از درد بیمار، تحت تاثیر قرار می گیرد. اثرات فیزیولوژیک درد شامل مشکلات خواب و اشتها، یبوست، افزایش تحریک پذیری، کم شدن میل جنسی، کم شدن فعالیت های سایکوموتور و بالاخره کم شدن تحمل بیمار نسبت به درد می باشد. این عوامل، همراه با کم شدن احتمالی سروتونین و آندورفین ها که در بیماران دچار درد مزمن با آن مواجه هستیم، باعث کم شدن تحمل بیمار نسبت به ساده ترین دردها می گردد. در بسیاری از بیماران دچار درد مزمن شاهد اختلالاتی در رابطه با ر فتارهای مربوط به تغذیه می باشیم. عده ای از آنها دچار کم اشتهایی و لاغری می گردند و عده ای نیز با پرخوری نامتعادل و کم حرکتی، فربه می شوند و این چاقی اغلب برمشکلات قبلی اضافه میگردد.. در بسیاری از این بیماران، این تغییرات رفتاری، ناشی از داروهای زیادی است که توسط پزشکان مختلف تجویز می شود که گاهی به اصرار بیمار و یا اطرافیان وی است. بسیاری از این بیماران تدریجا خود را از تمام فعالیت های اجتماعی جدا نموده و تصور می کنند که مرزهای دنیای ایشان بسیار محدود و کوچک شده است. آنها هر چه بیشتر و بیشتر با درد خود مشغولند و به دنیای اطراف کمتر توجه دارند، دنیای این افراد به خانه، مطب پزشک و داروخانه محدود می گردد در چنین وضعیتی است که درد آنها غیر قابل تحمل تر می شود. کم شدن فعالیت های جسمی و مصرف زیاد دارو و مراجعات مکررر به پزشکان و هزینه های زیاد و اغلب بدون نتیجه، همگی باعث خستگی عمومی و از کار افتادگی بیمار می گردد و به دنبال این مسایل مشکلات خانوادگی نیز ایجاد می گردد. تاثیرات روانی درد مزمن تا حد زیادی به عوامل زیر بستگی دارد: مدت زمانی که درد وجود داشته است شدت درد زمانهای تکرار درد وضعیت روانی فرد عامل مدت زمان درد بسیار مهم است. دردهای طولانی، مداوم و شدید بر روی روند فکری فرد اثر نموده و تمام ارگانیسم وی را تحت الشعاع قرار می دهند. درد ممکن است مقدمتا در رابطه با عناصر روانشناختی به وجود آید. استمرار درهایی که ریشه ارگانیک دارند، ممکن است نهایتا به صورت پریشانیهای روحی1 نمایان گردد که خود را به صورت افسردگی، اضطراب، خشم نشان می دهد . Neurusis در مطالعه ای که توسط کویک1،اندرسون2،اسپنسر3،هو4 در سال 2002 انجام شده 37-71% از بیماران دچار افسردگی بوده اند . در مطالعه ای دیگر ریخ و همکاران در سال 1983 انجام دادند، در 25 درصد از افرادی که درد مزمن داشتند افسردگی قابل توجه دیده میشد و در 60 تا 100 درصد مبتلایان به درد مزمن علایم افسردگی قابل مشاهده بود. هر چند در تعدادی از بیماران افسردگی ثانویه به درد است ولی بسیاری از ایشان مبتلا به اختلال افسردگی ای هستند که انکار می شود (ریچ و همکاران ،1984) . یکی از مشکلات شایع اختلال پانیک می باشد که یکی از ناتوان کننده ترین مشکلات به شمار می رود. همچنین در بررسی های متعدد دیگری بین 30-60% مراجعین به درمانگاههای غیر روانپزشکی را دردمندان روانی تشخیص می دهند و حتی تا 64% بیماران بستری در بخشهای داخلی به نحوی از مشکلات روانی در رنج هستند و درصد قابل توجهی از آنها به بیماری روانی با تظاهرات جسمی مبتلا هستند(پارسا ،1374) . پس دانستن این مطلب که در کشور ما کدامیک از این مسائل بارزتر است می تواند در یافتن راه حلی در این باب کمک کنننده باشد . Coviec Anderson Spencer Howe 4-2)مروری برمطالعات پیشین انجام شده در داخل و خارج از کشور در تحقیقی که (فرایبرگ1وهمکاران2005)با هدف بررسی صحت پیش بینی مقیاس تاب آوری برای بزرگسالان RSA بر روی 42زن و38 مبتلا به دردهای مزمن با میانگین سنی 25 انجام دادند.به نتایج زیر رسیدند:1.عامل تاب آوری بیشتر بر فشارهای روانی ذهنی تاثیر دارد تا دردهای روانی.2.افراد دارای تاب آوری بالا بیشتر به خودشان در برابر ناملایمتیها وفشارهای روانی زندگی کمک میکنند.3.تاب آوری میتواند به سازگاری موفقیت امیز با چالشها کمک کند.4.تاب آوری باعث تطابق بیشتر و افزایش حفاظت در برابر موقعیتهای فشارزا میشود. در تحقيقي كه ( كارولي و همكاران 2006) برروي 9759 بيمارمبتلا به درد مزمن انجام دادند كه 7352 افراد داراي ويژگی تاب آوری و 2407 نفر كه تاب آوری داشتند انجام دادند نتايج نشان دادند كه بين اين دوگروه از افراد ازنظر واكنش به درد و سن، جنس رابطه ي معناداري وجود ندارد و فقط زنهاي مسن در هر دو گروه به درد واكنش بيشتري دادند. مقايسه تاب اورها و غير تاب آورها در مورد مقابله با درد نشان داد كه تاب آورها از نظرحفاظت بسيار پايين تر بودند و از نظر سلامت روان ، تداوم کار و وظایف، گفتار درونی مثبت، نادیده گرفتن بسيار بالاتر بودند. درمورد باورها و نگر شها نسبت به درد تاب آورها در كنترل در كنترل درد بسيار قوي تراز غيرتاب آورها بودند اما دراعتقاد به درمان پزشكي، اعتقاد ناتواني و ترس ناشي از درد ،بسيار پايين تر بودند.در ضمن تفاوتي بين دوگروه از لحاظ دريافت حمايت اجتماعي وجود نداشت اما پاسخ اجتماعي آنان به درد متفاوت بود و غيرتا اورها نسبت به دريافت درمان هاي جاري بيشتر علاقه داشتند و همچنين آنها ازنظر پيگيري پزشكي خيلي بيشتر از تاب آورها پيگيري دارند. Freiberg میر (1387)، در مطالعه ای با هدف تعيين کيفيت زندگي و شيوههاي مقابله با استرس در افراد مراقبت کننده مبتلايان به بيماري مالتيپل اسکلروزيس بر روی 200 نفر از اعضای خانوادة مراقبت کننده از بيماران مبتلا به مالتيپل اسکلروزيس و عضوانجمن MS اهواز با استفاده از ۳ پرسشنامة بي نام مورد ارزيابي قرار دادند، که از این تعداد 108 نفر مرد و 90 نفر وارد مطالعه شدند، تمامی ابعاد سطح کیفیت زندگی خانواده ها در حد متوسط به دست آمد. به طور کلی سطح کیفیت زندگی مردان به ویژه در بعد روانی بالاتر از زنان بود در تمامی ابعاد ارزیابی شده کیفیت زندگی افراد مراقبت کننده ارتباط همبستگی مستقیم و معناداری با سطح تحصیلات ایشان داشت اکثر زنان و مردان به ترتیب از روش های متوسط و خوب برای مقابله با استرس استفاده کرده بودند. نتایج پژوهش نشان داد که کيفيت زندگي بهتر در افراد مراقبت کنندة داراي سطح تحصيلات بالاتر و مواردي که از شيوه هاي مقابلهاي مناسب استفاده کرده بودند ضرورت حمايتهاي اجتماعي و طراحي برنامه هاي آموزش به خانوادههاي مراقبت کننده از مبتلايان به MS خصوصاً در خانوادههاي با سطح آگاهي پايين را مشخص ميکند . در تحقيقي كه (حسيني، 1388) برروي 101مراجعه كننده زن و مرد به انجمن درد ايران كه اكثراّ زن و متاهل بودند و تنها 7/28درصد ازآنها شاغل بودند انجام داد، نتايج پژوهش نشان داد كه بین شاغل بودن اين زنان باكيفيت زندگيشان رابطه ي معناداري وجود ندارد ولي با شدت درد ارتباط معناداري دارد، مصرف مسكن در ميان اين بيماران2/78 بوده و ميانگين مدت درد50 ماه بوده است. بين مدت مصرف مسكن و وضعيت تاهل، سطح تحصيلات با كيفيت زندگي رابطه ي معناداري وجود نداشت، ولي بين شدت درد و كيفيت زندگي رابطه ي معناداري وجود داشت. درتحقيقي که (اقاجانلو,1386 ) برروي 150 بيمارديابتي نوع دو مراجعه كننده به مراكزآموزش سينا واقع در شهر تبريز انجام گرديد، نتايج نشان دادكه 66/28درصد بيماران دربعد جسمي، 7/80 درصد در بعد رواني ،3/21درصد در بعد اجتماعي ازكيفيت زندگي مطلوبي برخوردارند و84 درصد از آنها كيفيت زندگي اختصاصي مطلوبي داشتند. همچنين مشخص شد كه عواملي همچون سن، تاهل، ميزان درآمد ماهيانه خانواده، وضعيت اشتغال و جنسيت، با كيفيت زندگي بيماران ديابتي رابطه ي معناداري وجود دارد، درحالي كه رابطه ي معناداري بين عواملي مانند محل سكونت، سابقه وجود ديابت در خانواده و شكل داروي مصرفي با كيفيت زندگي بيماران ديابتي وجود نداشت. هاكينگ1(1995) مطرح كردكه افرادمبتلا به MS به علت ناتواني و محدوديت هاي جسماني خود نمي توانند به سطح بالايي از فعاليت و روابط اجتماعي دست يابند و به همين سبب رضايت كمتري از سطح زندگيشان دارند و ازسلامت رواني كمتري برخوردار هستند و به احتمال بيشتري مستعد افسردگي، اضطراب و ساير اختلالات روان شناختي هستند(به نقل از بتيس و همكاران،2002). در سال 2005 با هدف پیش بینی کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به سرطان استخوان بر روی 157 بیمار بالغ بالای 18 سال، مطالعه ای توسط تون راستن و همکاران انجام گرفت و با در نظر گرفتن فاکتورهای مثل مشکلات جسمی، اجتماعی و مشکلات روانی مثل استرس و افسردگی در این بیماران مورد بررسی قرار گرفت نتایج حاصله نشان داد که علاوه بر فاکتورهای گفته شده استرس و افسردگی مهم ترین عامل های تاثیرگذار در کیفیت زندگی این افراد می باشد. در پژوهشی که توسط جنسن2، تامسون3، هاستد4،2006 در دانمارک انجام شده است اکثر افراد مورد مطالعه زنان 45 تا 66 سال متاهل بودند. 54% از این افراد حداقل 5 سال از درد مزمن رنج می برند و اکثر آنها از دردهای نوروپاتیک رنج می برند و محل آن اکثرا کمر می باشد. همچنین در مطالعه ای که در سال 2002 در همین مرکز انجام شده است نیز اکثر شرکت کنندگان خانم های متاهل بودند که نشان می دهد که زنان در خطر بیشتری نسبت به آقایان از نظر مشکلات جسمی و روحی قرار دارند و با سطح تحصیلات و وضعیت تاهل رابطه آماری معنی داری ندارد و درد سوماتیک در دهه سوم زندگی به بعد در افراد بدون تحصیلات عالیه و بیکار بیشتر دیده می شود. Howking 3. Thomson Jensen 4. Hoisted

اوزون تراپی

در مطالعه دیگری که در نروژ، توسط دیسویک1 و همکاران در سال 2003 انجام شده است میانگین سنی افراد 47 سال بوده است که اکثرا خانم و متاهل بوده اند و اکثر آنها بالای دیپلم هستند، 21% دارای کار تمام وقت و یا نیمه وقت می باشند میانگین مدت دوره درد در این بیماران 10 سال بوده است و 56% از آنها از دردرهای عضلانی اسکلتی رنج می برند، 48% از آنها از مقادیر کم مسکن ها و 52% از مقادیر زیاد مسکن ها استفاده می نمایند. سوزا2 و همکاران در سال 2011 کیفیت زندگی مبتلایان به دردهای مزمن لگنی را مورد مطالعه قرار دادند جامعه آماری این مطالعه شامل 57 بیما ر مبتلا بود که میانگین سنی این افراد 25-48 سال بود. برای بررسی کیفیت زندگی این افراد از پرسشنامه WHOQOL استفاده شد. برای بررسی میزان شدت درد در این بیماران از معیار 0-10 استفاده کردند که نمره 0 به افراد بدون درد داده می شد و نمره 10 بالاترین درد ممکن را در این بیماران نشان می داد. برای نمره دهی به میزان کیفیت زندگی طی آنالیز جواب های پرسشنامه 26 سوالی نمرات 1-5 مورد بررسی قرار گرفت که هر چه جواب ها به سمت 5 پیش می رفت نشان دهنده برخورداری از کیفیت زندگی بهتر بود. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که افرادی که از شدت درد بیشتری رنج می برند از کیفیت زندگی پائین تری برخوردارند. Dysvick Souza در مطالعه دیگری که بارسلوز1 و همکارانش در سال 2010 بر روی زنان مبتلا به دردهای مزمن لگنی انجام شد، با بررسی 30 زن مبتلا به درد مزمن لگنی و 20 زن سالم در گروه کنترل، کیفیت زندگی این زنان را با پرسشنامه 36- SF مورد بررسی قرار دادند. همچنین شدت درد در این افراد را با معیارهای قابل قیاس دیداری مد نظر قرار دادند که پس از بررسی نتایج حاصله پیشنهاد کردند که شدت درد و افسردگی در این بیماران رابطه معکوسی با کیفیت زندگی این افراد داشت بطوریکه افرادی که درد بیشتری داشتند نسبت به گروه کنترل از کیفیت زندگی کمتری برخوردار بودند و درمان شدت درد و افسردگی به بهبود کیفیت زندگی این افراد کمک بسزایی کرد. در بسیاری از دیگر مطالعات عوامل مختلفی در میزان تاب آوری و چگونگی کیفیت زندگی مبتلایان به درد مزمن بررسی شده است مثلا در سال 2011، باسینسکی2 و همکارانش اثر اعتقادات دینی را بر کیفیت زندگی و تاب آوری این بیماران بررسی کردند. در این مطالعه 92 بیمار مورد مطالعه قرار گرفت که شامل 37 زن و 55 مرد می شد، که کل جامعه مورد مطالعه 2 گروه را شامل بود، یک گروه شامل 57 نفر از بیمارانی بودند که به باورهای دینی پایبند بودند و گروه دیگر شامل 35 نفر از بیمارانی بودند که اعتقادی به باورهای دینی نداشتند. کیفیت زندگی این افراد با پرسشنامه 30 QLQC – مورد بررسی قرار گرفت و شدت درد نیز با معیارهای دیداری رده بندی شد. به دنبال آنالیز داده ها نتایج نشان داد افرادی که پایبند به باورهای دینی بودند از تاب آوری بالاتری برخوردارند. از طرفی در این مطالعه پس از مدتی برای کاهش درد بیماران هر دو گروه از داروهای مسکن استفاده کردند و دوباره کیفیت زندگی این دو گروه را بررسی کردند و مشاهده شد افراد با باورهای دینی که تحت درمان با داروی مسکن قرار گرفتند از کیفیت زندگی بهتری برخوردار خواهند بود. Barcelos Basin ´ski در مطالعه ای که لیم1، پیترز2، ولاین3، کلیف4 2005، بر روی 1208 بیمار مبتلا به درد مزمن انجام دادند، از بیماران علاوه بر پرسشنامه های(MPQ5)،(PCCL6)،(PCS7)و(Rand list-36)،سایر اطلاعات دموگرافیک مانند شدت درد، مکان درد در بدن، علت درد گرفته شد. نتایج پژوهش مشخص کرد که بین مدت زمان ابتلا به در و کیفیت زندگی رابطه معنا داری وجود ندارد، اما نتایج پژوهش نشان داد که زمانی که بحث درمان باشد طول مدت درد می تواند به عنوان یک عامل تاثیر گذار باعث بالا رفتن کیفیت زندگی می شود. حیدری نژاد و همکارانش در سال 2011، چگونگی کیفیت زندگی مبتلایان به سرطان را مورد بررسی قرار دادند. کل جامعه آماری آنها شامل 200 فرد مبتلای بالای 18 سال سن بود، برای بررسی کیفیت زندگی از پرسشنامه 30 QLQC – استفاده شد. نتایج نشان داد که آنچه بر کیفیت زندگی این افراد نقش عمده ایفا می کند، نوع درمان مناسب و شیوه های موثر درمانی می باشد، و این نوع مقابله با بیماری است که تاب آوری را در این افراد زیاد کرده و به بهبود زندگی شان کمک می کند. همچنین نتایج نشان داد که کیفیت زندگی در افرادی که درد نداشتند نسبت به بیمارانی که درد داشتند در سطح بسیار بالاتری بود. از طرفی آنالیز دادهها بیانگر رابطه چشمگیر بین نوع سرطان و شدت درد در ضعف و ناتوانایی این بیماران بود، در حالیکه سایر اطلاعات دموگرافیک نیز شامل: سن، تحصیلات، میزان درآمد و... ارتباط چشمگیری با کیفیت زندگی این بیماران داشتند. Lame Peters Velayen Kleef McGill Pain Questionnaire Pain Coping & Cognition List Pain Catastrophising Scale شییربل1 و همکارانش در سال 2011 کیفیت زندگی مبتلایان به التهاب روده را مورد بررسی قرار دادند. جامعه آماری این گروه شامل 334 فرد مبتلا بین سنین 80-18 سال بود. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که آنچه به عنوان عامل اصلی تاثیر بر کیفیت زندگی این افراد است شدت درد موجود در هر فرد می باشد، چرا که جامعه مورد مطالعه این گروه شامل افرادی بودند که شدت درد در آنها متفاوت بود، به طوری که یکسری از افراد مورد مطالعه مورد عمل جراحی قرار گرفته بودند که انجام عمل جراحی در این نوع بیماران منجر به کاهش درد در این افراد می شد که تنها در زنان باعث بهبود کیفیت زندگی شده بود. الاندر2 و همکارانش در سال 2009 کیفیت زندگی و رابطه آن با تاب آوری در 209 بیمار مرد مبتلا به هموفیلی که از درد مزمن مفاصل رنج می بردند را مورد بررسی قرار دادند. با بررسی نتایج بیان کردند که شدت درد نقش عمده ای در چگونگی کیفیت زندگی این افراد دارد. همچنین افراد تاب آور از میزان سلامت جسمی و روانی و کیفیت زندگی بالاتری برخوردار خواهند بود. گراسو3، کلمزی4 و تونینی5 در سال 2008، کیفیت زندگی 128 بیمار مبتلا به MS را مورد بررسی قرار دادند، 61 نفر از این بیماران از درد ناشی از این بیماری رنج می بردند، به دنبال بررسی اثر مدت زمان درد کشیدن در کیفیت زندگی، پس آنالیز اطلاعات حاصل از مطالعه مشاهده شد که هیچ تفاوت معنی داری بین کیفیت زندگی افراد مبتلا با مدت زمان های متفاوت در درد کشیدن وجود نداشت. Schirbel Elander Grasso Clemenzi Tonini فصل سوم طرح پژوهش 1-3)روش تحقیق: یکی از انواع روش های تحقیق توصیفی (غیر آزمایشی) تحقیق همبستگی است. در این نوع تحقیق رابطه میان متغیرها بر اساس هدف تحقیق تحلیل می گردد. در این پژوهش با توجه به هدف مطالعه، 3 متغیر پیش بین و 5 متغیر ملاک بررسی می شود لذا از تحلیل رگرسیون1 چندگانه استفاده شده است.در تحقیقاتی که از تحلیل رگرسیون استفاده می شود، هدف معمولا پیش بینی یک یا جند متغیر ملاک از یک یا چند متغیر پیش بین است. چنانچه هدف پیش بینی یک متغیر ملاک از چند متغیر پیش بین باشد از مدل رگرسیون چندگانه2 استفاده می شود. در صورتی که هدف، پیش بینی همزمان چند متغیر ملاک از متغیرهای پیش بین یا زیر مجموعه ای از آن ها باشد از مدل رگرسیون چند متغیری3 استفاده می شود( سرمد، 1384). 2-3)جامعه آماری: کلیه بیماران مبتلا به درد های مزمن از قبیل : کمردرد، پا درد ، میگرن، دست درد، رماتیسم، آرتروز مراجعه کننده به مراکز درد دربیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی شهر تهران طی سال 1390 جامعه پژوهش را تشکیل می دهند. Regression Multiple Regressions Multivariate Regressions 3-3)نمونه آماری و روش نمونه گیری: در این پژوهش تعداد 300 نفر با توجه به تعداد متغیرها به عنوان نمونه انتخاب شدند. ( سه متغیر پیش بین و 5 مولفه و متغیر ملاک)به این ترتیب که به ازای هر متغیر 40 نمونه انتخاب شد (هویت و کرامر، 1388) نمونه ها از افراد بین 18-65 سال انتخاب شدند. تعداد 10 نمونه از کل نمونه ها حذف شدند و تحلیل آماری بر روی 290 نمونه انجام گرفت، برای انتخاب نمونه های تحقیق از روش تصادفی چند مرحله ای استفاده شد. 4-3)روش جمع آوری داده ها: در پژوهش های علمی برای جمع آوری اطلاعات رو ش ها و ابزار متعددی وجود دارد که یک پژوهشگر با توجه به موضوع و اهداف تحقیق خویش و ویژگی های نمونه باید روش مناسبی را انتخاب نماید ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسش نامه بود. روش کار به این صورت بوده است که پژوهشگر با اخذ مجوز از دانشگاه و با هماهنگی با مراکز درد اقدام به تکمیل پرسشنامه ها نموده است، به بیماران داوطلب مبتلا به دردهای مزمن پرسشنامه های تاب آوری کانر و دیوید سون و کیفیت زندگی داده شد و از آنها خواسته شد که در همان محل اقدام به پر کردن پرسشنامه ها نمایند همچنین برای تعدادی از بیماران که تحصیلات لازم برای خواندن گویه های پرسشنامه را نداشتند، سوالات پرسشنامه ها توسط پژوهشگر خوانده شد و سپس پاسخ های مورد نظر ثبت گردید. 5-3)توصیف ابزارها 1-5-3) پرسشنامه تاب آوری کانر و دیوید سون مقياس تاب آوري كانر ديويدسون(2003) يك ابزار 25 سؤالي است، كه سازة تاب آوري را در اندازه هاي پنج درجه اي ليكرت از صفر تا چهار مقیاس تاب آوری ( هرگز ، به ندرت ، گاهی اوقات ، همیشه ) ميسنجد. حداقل نمرة تاب آوري آزمودني در اين مقياس صفر و حداكثر نمرة وي صد است . میانگین نمره 50 است، نمره کمتر از 50 نشانه تاب آوری کمتر و نمره بیشتر از 50 نشانه ی تاب آوری بیشتر است. 2-5-3) روایی و اعتبار پرسشنامه کانر و دیود سون سیامکی،جوکار و صحرا گرد (1386) اعتبار این مقیاس را بوسیله ی ضریب آلفا 87/0 گزارش کرده اند هم چنين نتايج آزمون تحليل عامل اين مقياس نيز بيانگر وجود يك عامل عمومي در مقياس بود . مقدار ضريب KMO براي اين تحليل برابر با 89/0 بود و مقدار آزمون كرويت بارتلت برابر با 64/6 بود . اين عامل6/26% از واريانس كل مقياس را تعيين مي كند. 3-5-3)پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی مقیاس کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانیWHOQOL-BREF داراي 26 سوال است كه به ارزيابی چهار بعد كيفيت زندگي افراد بوسیله یک مقیاس لیکرتی1تا 5 ميپردازد كه عبارت اند از : 1) سلامت جسمي2) سلامت روانشناختي3) روابط اجتماعی4) محيط اجتماعي. که به ترتیب دارای 7،6،3،8گویه هستند و 2 سوال اول مربوط به هیچکدام از حیطه ها نیستند و کیفیت زندگی را به صورت کلی مورد بررسی قرار می دهند، همچنین سوالهای 3،4و26دارای نمره گذاری معکوس هستند. اين مقياس به 19 زبان مختلف ترجمه شده است، كه در كشورهاي مختلف براي اندازه گيري كيفيت زندگي افراد از آن استفاده ميشود. گروه مطالعاتي سازمان جهاني بهداشت، اين مقياس را يك مقياس بين فرهنگي مي داند و به همين دليل از آن در فرهنگهاي مختلف استفاده مي شود . 4-5-3)روایی و اعتبار پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی این ابزار با همکاری سازمان بهداشت جهانی و 15 مرکز بین المللی تهیه شده است و در واقع یک معیار سنج بین المللی بوده و به روش خود آن سازمان ترجمه شده است و در حال حاضر برای تحقیقات کیفیت زندگی در بین فرهنگ ها و ملل مختلف استفاده می شود (پیغمبر دوست ،1388). ضریب آلفای این پرسشنامه در ایران به ترتیب در زیر مقیاس ها 70/0 ,73/0, 55/0, 84/0 بوده است.این ضریب برای کل مقیاس 89/0است (نجاتی و همکاران،1385)، با توجه به ضرایب یاد شده میتوان پایایی این پرسشنامه مطلوب قلمداد کرد. 5-5-3)روش تجزیه و تحلیل داده ها برای پاسخ به سوالات پژوهش و تحلیل فرضیات در این فصل از روشهای آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردید. پس از جمع آوری اطلاعات، با استفاده از نرم افزارهای Spss & Jmp اطلاعات مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. از روش های توصیفی مانند فراوانی، میانگین، انحراف معیار، کجی و.. برای توصیف داده ها و در راستای تحلیل داده ها و بررسی فرضیات پژوهش از روش های همبستگی و تحلیل رگرسیون چند چندگانه استفاده گردید، که در فصل 4 به توضیح آنها پرداخته شده است. فصل چهارم تجزیه و تحلیل آماری داده ها 1-4) مقدمه در فصل چهارم به تجزیه و تحلیل داده های پژوهش پرداخته شد. برای پاسخ به سوالات پژوهش و تحلیل فرضیات در این فصل از روشهای آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردید. پس از جمع آوری اطلاعات، با استفاده از نرم افزارهای Spss & Jmp اطلاعات مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. در راستای تحلیل داده ها و بررسی فرضیات پژوهش از روش های همبستگی و تحلیل رگرسیون چند متغیری استفاده گردید ، که در این فصل به توضیح آنها پرداخته شده است. 2-4) تجزیه و تحلیل توصیفی داده ها جدول 4-1)فراوانی نمونه ها بر اساس جنس ، سن وتحصیلات جنس سن میزان تحصیلات مرد زن 40≥ >41 کارشناسی و بالاتر پایین تر از کارشناسی تعداد 146 144 102 188 97 193 جمع کل 290 290 290 جدول 4-2)فراوانی نمونه ها بر اساس جنس و نوع بیماری نوع بیماری جنس کمر درد میگرن پا درد دست درد آرتروز رماتیسم نوع بیماری جمع کل مرد 39 31 21 18 27 10 146 زن 40 22 30 20 27 5 144 تعداد 79 53 51 38 54 15 290 جدول4-3)آمار توصیفی مربوط به متغیر های مستقل و وابسته تعداد کمترین مقدار بیشترین مقدار میانگین انحراف استاندارد واریانس کجی کشیدگی عدد آماری عدد آماری عدد آماری عدد آماری خطای استاندارد عدد آماری عدد آماری عدد آماری خطای استاندارد عدد آماری خطای استاندارد تاب آوری 290 11 99 87/55 044/1 773/17 876/315 027/0 143/0 262/0- 285/0 کیفیت زندگی 290 35 126 84/79 983/0 739/16 210/280 415/0- 143/0 021/0 285/0 بعد جسمانی 290 7 34 28/21 333/0 678/5 237/32 359/0- 143/0 357/0- 285/0 بعد روانی 290 6 31 30/18 281/0 778/4 828/22 398/0- 143/0 323/0 285/0 بعد اجتماعی 290 3 15 19/9 176/0 002/3 014/9 149/0 143/0 843/0 285/0 بعد محیطی 290 10 40 90/24 330/0 613/5 509/31 324/0- 143/0 114/0 285/0 مدت درد 290 1 420 04/67 923/3 804/66 729/4462 323/2 143/0 161/7 285/0 شدت درد 290 1 10 94/5 117/0 998/1 990/3 209/0- 143/0 633/0- 285/0 با توجه به جدول 5-3 در توزیع نمره های آزمودنی های مورد مطالعه در پرشنامه های تاب آوری و کیفیت زندگی و شاخص های مختلف توصیفی اعم از میانگین، انحراف معیار، شاخص های کجی و کشیدگی آنها نشان می دهد که توزیع نمره های گروه نمونه به توزیع نرمال میل دارد. جدول4-4)میانگین و خطای استاندارد میانگین مربوط به متغیرهای مستقل به تفکیک جنس، سن و میزان تحصیلات تاب آوری شدت درد مدت درد جنس مرد 5/1 ± 1/57 2/0 ± 8/5 4/5 ± 64 زن 4/1 ± 7/54 2/0± 1/6 7/5 ± 1/70 سن 40≥ 9/1 ± 2/58 2/0± 8/5 3/4 ± 8/42 >40 2/1 ± 6/54 1/0± 6 4/5 ± 1/80 میزان تحصیلات پایین تر از کارشناسی 3/1 ± 7/55 2/0± 6 5/5 ± 70 کارشناسی و بالاتر 8/1 ± 2/56 2/0± 8/5 3/4 ± 2/61 میانگین کل 1 ± 9/55 1/0± 9/5 9/3 ± 67 جدول4-5) میانگین و خطای استاندارد میانگین متغیرهای وابسته به تفکیک جنس، سن و میزان تحصیلات جسمانی روانی اجتماعی محیطی کیفیت زندگی جنس مرد 5/0 ± 5/21 4/0 ± 4/18 2/0 ± 11/9 4/1 ± 8/79 5/0 ± 8/24 زن 5/0 ± 1/21 4/0 ± 2/18 3/0 ± 3/9 4/1 ± 9/79 5/0 ± 25 سن 40≥ 6/0 ± 4/22 5/0 ± 6/18 3/0 ± 6/9 6/1 ± 4/82 6/0 ± 4/25 >40 4/0 ± 7/20 4/0 ± 2/18 2/0 ± 9 2/1 ± 5/78 4/0 ± 6/24 میزان تحصیلات پایین تر از کارشناسی 4/0 ± 7/20 4/0 ± 1/18 2/0 ± 9 3/1 ± 78 4/0 ± 1/24 کارشناسی و بالاتر 5/0 ± 5/22 4/0 ± 7/18 3/0 ± 5/9 4/1 ± 5/83 5/0 ± 5/26 میانگین کل 3/0 ± 3/21 3/0 ± 3/18 2/0 ± 2/9 3/0 ± 9/24 1/0 ± 8/79 جدول4-6) میانگین و خطای استاندارد میانگین متغیرهای مستقل به تفکیک نوع بیماری تاب آوری شدت درد مدت درد کمردرد 7/1 ± 1/56 2/0 ± 11/6 7/8 ± 4/70 میگرن 9/2 ± 7/54 3/0 ± 28/6 9/8 ± 1/81 پا درد 7/2 ± 7/56 3/0 ± 4/5 9/6 ± 8/48 دست درد 3/3 ± 4/56 3/0 ± 3/6 7/7 ± 9/48 آرتروز 2/0 ± 4/55 2/0 ± 9/5 5/10± 2/85 رماتیسم 4/4 ± 7/56 6/0 ± 3/5 3/9 ± 1/42 میانگین کل 1 ± 9/55 1/0 ± 9/5 9/3 ± 67 جدول4-7) میانگین و خطای استاندارد میانگین متغیرهای وابسته به تفکیک نوع بیماری جسمانی روانی اجتماعی محیطی کیفیت زندگی کمردرد 7/0 ± 9/20 5/0 ± 5/18 3/0 ± 5/9 6/0 ± 1/25 8/1 ± 80 میگرن 9/0 ± 6/21 6/0 ± 1/17 4/0 ± 3/8 8/0 ± 1/25 4/2 ± 78 پا درد 7/0 ± 8/21 7/0 ± 8/18 5/0 ± 5/9 9/0 ± 9/24 5/2 ± 2/81 دست درد 1/1 ± 3/20 9/0 ± 5/17 5/0 ± 5/8 1 ± 5/8 2/3 ± 6/75 آرتروز 6/0 ± 8/21 5/0 ± 1/19 3/0 ± 6/9 6/0 ± 1/26 9/1 ± 9/82 رماتیسم 4/1 ± 5/21 3/1 ± 6/19 9/0 ± 9/9 5/1 ± 4/23 3/4 ± 9/80 میانگین کل 3/0 ± 3/21 3/0 ± 3/18 2/0 ± 2/9 3/0 ±9/24 9/0 ± 8/79 نمودار4-1)میانگین نمرات تاب آوری به تفکیک جنس و نوع بیماری نمودار4-2)میانگین نمرات کیفیت زندگی به تفکیک جنس و نوع بیماری نمودار4-3)میانگین نمرات طول مدت درد به تفکیک جنس و نوع بیماری نمودار4-4)میانگین نمرات شدت درد به تفکیک جنس و نوع بیماری 4-3) تجزیه و تحلیل استنباطی داده ها نمودار4-5)همبستگی بین تاب آوری و کیفیت زندگی با توجه به نمودار ترسیم شده و مقدار 5998/0Pearson r: و 001/0P< بین تاب آوری و کیفیت زندگی همبستگی معنادار وجود دارد. نمودار4-6)همبستگی بین شدت درد و کیفیت زندگی با توجه به نمودار ترسیم شده و مقدار 3630/0Pearson r:- و 001/0P< بین شدت درد و کیفیت زندگی همبستگی معنادار وجود دارد. نمودار4-7)همبستگی بین مدت بیماری و کیفیت زندگی با توجه به نمودار ترسیم شده و مقدار 1948/0Pearson r:- و 05/0P< بین مدت بیماری و کیفیت زندگی همبستگی معنادار وجود دارد. نمودار4-8) همبستگی بین تاب آوری و شدت درد با توجه به نمودار ترسیم شده و مقدار 2959/0Pearson r:- و 001/0P< بین تاب آوری و شدت درد همبستگی معنادار وجود دارد. نمودار4-9) همبستگی بین تاب آوری و مدت درد با توجه به نمودار ترسیم شده و مقدار 1701/0Pearson r:- و 01/0P< بین تاب آوری و شدت درد همبستگی معنادار وجود دارد. 4-4)تحلیل رگرسیون فرضیه1) کیفیت زندگی مبتلایان به درد مزمن براساس میزان تاب آوری، شدت و مدت درد قابل پیش بینی است. نمودار 4-10) پیش بینی کیفیت زندگی جدول4-8)ضرایب رگرسیون برای کیفیت زندگی مدل ضرایب استاندارد نشده ضرایب استاندارد شده t سطح معناداری سطح اطمینان 99% بتا B خطای استاندارد β سطح پایین سطح بالا عدد ثابت 61/860 4/070 15/197 0/000 51/305 415/72 تاب آوری 0/507 0/045 0/538 11/160 0/000 0/389 625/0 شدت درد -1/702 0/409 -0/203 -4/167 0/000 -2/762 -0/643 مدت بیماری -0/003 0/012 -0/014 -0/286 0/775 -0/034 0/027 R=631/0 R2=399/0 تعدیل شده R2 392/0= F=203/63 همان طور كه در جدول بالا مشاهده مي شود، مقدار به دست آمده (399/0 ) بدين معني است كه 39 درصد از واريانس متغير کیفیت زندگی توسط 2 متغير تاب آوری و شدت درد تبيين مي شود. به عبارت ديگر، 39 درصد از پراكندگي مشاهده شده در متغير کیفیت زندگی توسط اين متغيرها توجيه مي شود. مقدار R مشاهده شده (631/0) نيز نشان دهنده آن است كه مدل رگرسيون خطي حاضر مي تواند براي پيش بيني استفاده شود. علاوه بر اين، نسبت F محاسبه شده (203/63) در سطح اطمينان حداقل 001/0 درصد معنادار است. بنابراين، مي توان نتيجه گرفت كه بين متغيرهاي تاب آوری و شدت درد و متغير کیفیت زتدگی همبستگي معنادار وجود دارد. با مراجعه به آماره t و سطوح معناداري مي توان قضاوت كرد كه تنها دو متغير تاب آوری و شدت درد با کیفیت زتدگی همبستگي معنادار دارند. علامت ضرايب بتاي به دست آمده نشان داد كه متغير تاب آوری با کیفیت زندگی همبستگي مثبت و معنادار دارد. در حالی که، متغیر کیفیت زندگی با شدت درد همبستگي منفی و معنادار دارد در نهايت، با توجه به اين توضيحات و ضرايب به دست آمده مي توان معادله رگرسيون را بر اساس ضرايب رگرسيون استاندارد نشده به صورت زير تدوين كرد : Y: 507 /0 (Res) 702/1- (PI) + 859/61 در معادله منظور از (Y) کیفیت زندگی، (Res) تاب آوری ،(PI) شدت درد و عدد آخر ضریب ثابت است. فرضیه2) سلامت جسمانی مبتلایان به درد مزمن بر اساس میزان تاب آوری، شدت و مدت درد قابل نمودار 4-11) پیش بینی بعد جسمانی کیفیت زندگی جدول4-9)ضرایب رگرسیون برای بعد جسمانی مدل ضرایب استاندارد نشده ضرایب استاندارد شده t سطح معناداری سطح اطمینان 99% بتا B خطای استاندارد β سطح پایین سطح بالا عدد ثابت 19/950 1/517 13/148 0/000 16/015 23/884 تاب آوری 0/113 0/017 0/354 6/681 0/000 0/069 0/157 شدت درد -0/840 0/152 -0/295 -5/514 0/000 -1/235 -0/445 مدت بیماری -8/169E-6 0/004 0/000 -0/002 0/999 -0/011 0/011 R=523/0 R2=274/0 تعدیل شده R2 266/0= F=926/35 همان طور كه در جدول بالا مشاهده مي شود، مقدار به دست آمده (274/0 ) بدين معني است كه 27 درصد از واريانس متغير بعد جسمانی کیفیت زندگی توسط 2 متغير تاب آوری و شدت درد تبيين مي شود. به عبارت ديگر، 27 درصد از پراكندگي مشاهده شده در متغير بعد جسمانی کیفیت زندگی توسط اين متغيرها توجيه مي شود. مقدار R مشاهده شده (523/0) نيز نشان دهنده آن است كه مدل رگرسيون خطي حاضر مي تواند براي پيش بيني استفاده شود. علاوه بر اين، نسبت F محاسبه شده (926/35) در سطح اطمينان حداقل 001/0 درصد معنادار است. بنابراين، مي توان نتيجه گرفت كه بين متغيرهاي تاب آوری و شدت درد و متغير بعد جسمانی کیفیت زتدگی همبستگي معنادار وجود دارد. با مراجعه به آماره t و سطوح معناداري مي توان قضاوت كرد كه تنها دو متغير تاب آوری و شدت درد با کیفیت زتدگی همبستگي معنادار دارند. علامت ضرايب بتاي به دست آمده نشان داد كه متغير تاب آوری با بعد جسمانی کیفیت زندگی همبستگي مثبت و معنادار دارد. در حالی که، متغیر بعد جسمانی کیفیت زندگی با شدت درد همبستگي منفی و معنادار دارد در نهايت، با توجه به اين توضيحات و ضرايب به دست آمده مي توان معادله رگرسيون را بر اساس ضرايب رگرسيون استاندارد نشده به صورت زير تدوين كرد : Y: 113 /0 (Res840/0- (PI) + 950/19 فرضیه3) سلامت روانی مبتلایان به درد مزمن بر اساس میزان تاب آوری، شدت و مدت درد قابل پیش بینی است. نمودار 4-12) پیش بینی بعد روانی کیفیت زندگی جدول4-10)ضرایب رگرسیون برای بعد اجتماعی مدل ضرایب استاندارد نشده ضرایب استاندارد شده t سطح معناداری سطح اطمینان 99% بتا B خطای استاندارد β سطح پایین سطح بالا عدد ثابت 11/385 1/115 10/206 0/000 8/492 14/277 تاب آوری 0/163 0/012 0/605 13/070 0/000 0/130 0/195 شدت درد -0/346 0/112 -0/144 -3/086 0/002 -0/636 -0/055 مدت بیماری -0/002 0/003 -0/025 -0/551 0/582 -0/010 0/007 R=668/0 R2=446/0 تعدیل شده R2 440/0= F=642/76 همان طور كه در جدول بالا مشاهده مي شود، مقدار به دست آمده (446/0) بدين معني است كه 44 درصد از واريانس متغير بعد روانی کیفیت زندگی توسط 2 متغير تاب آوری و شدت درد تبيين مي شود. به عبارت ديگر، 44درصد از پراكندگي مشاهده شده در متغير بعد روانی کیفیت زندگی توسط اين متغيرها توجيه مي شود. مقدار R مشاهده شده (668/0) نيز نشان دهنده آن است كه مدل رگرسيون خطي حاضر مي تواند براي پيش بيني استفاده شود. علاوه بر اين، نسبت F محاسبه شده (642/76) در سطح اطمينان حداقل 001/0 درصد معنادار است. بنابراين، مي توان نتيجه گرفت كه بين متغيرهاي تاب آوری و شدت درد و متغير بعد روانی کیفیت زتدگی همبستگي معنادار وجود دارد. با مراجعه به آماره t و سطوح معناداري مي توان قضاوت كرد كه تنها دو متغير تاب آوری و شدت درد با کیفیت زتدگی همبستگي معنادار دارند. علامت ضرايب بتاي به دست آمده نشان داد كه متغير تاب آوری با بعد روانی کیفیت زندگی همبستگي مثبت و معنادار دارد. در حالی که، متغیر بعد روانی کیفیت زندگی با شدت درد همبستگي منفی و معنادار دارد در نهايت، با توجه به اين توضيحات و ضرايب به دست آمده مي توان معادله رگرسيون را بر اساس ضرايب رگرسيون استاندارد نشده به صورت زير تدوين كرد : Y: 162/0(Res) 345/0- (PI) + 384/11 فرضیه4) سلامت اجتماعی مبتلایان به درد مزمن بر اساس میزان تاب آوری، شدت و مدت درد قابل پیش بینی است. نمودار 4-13) پیش بینی بعد اجتماعی کیفیت زندگی جدول4-11)ضرایب رگرسیون برای بعد اجتماعی مدل ضرایب استاندارد نشده ضرایب استاندارد شده t سطح معناداری سطح اطمینان 99% بتا B خطای استاندارد β سطح پایین سطح بالا عدد ثابت 5/769 0/811 7/115 0/000 3/666 7/871 تاب آوری 0/078 0/009 0/465 8/673 0/000 0/055 0/102 شدت درد -0/149 0/081 -0/099 -1/827 0/069 -0/360 0/062 مدت بیماری -0/001 0/002 -0/026 -0/489 0/625 -0/007 0/005 R=508/0 R2=258/0 تعدیل شده R2 251/0= F=199/33 همان طور كه در جدول بالا مشاهده مي شود، مقدار به دست آمده (258/0) بدين معني است كه 8/25 درصد از واريانس متغير بعد اجتماعی کیفیت زندگی توسط متغير تاب آوری تبيين مي شود. به عبارت ديگر، 8/25درصد از پراكندگي مشاهده شده در متغير بعد اجتماعی کیفیت زندگی توسط اين متغير توجيه مي شود. مقدار R مشاهده شده (508/0) نيز نشان دهنده آن است كه مدل رگرسيون خطي حاضر مي تواند براي پيش بيني استفاده شود. علاوه بر اين، نسبت F محاسبه شده (199/33) در سطح اطمينان حداقل 001/0 درصد معنادار است. بنابراين، مي توان نتيجه گرفت كه بين متغير تاب آوری و متغير بعد اجتماعی کیفیت زتدگی همبستگي معنادار وجود دارد. با مراجعه به آماره t و سطوح معناداري مي توان قضاوت كرد كه تنها متغير تاب آوری با بعد اجتماعی همبستگي معنادار دارند. علامت ضرايب بتاي به دست آمده نشان داد كه متغير تاب آوری با بعد اجتماعی کیفیت زندگی همبستگي مثبت و معنادار دارد در نهايت، با توجه به اين توضيحات و ضرايب به دست آمده مي توان معادله رگرسيون را بر اساس ضرايب رگرسيون استاندارد نشده به صورت زير تدوين كرد : Y: 078/0(Res) + 769/5 فرضیه5) سلامت محیطی مبتلایان به درد مزمن بر اساس میزان تاب آوری، شدت و مدت درد قابل پیش بینی است. نمودار 4-13) پیش بینی بعد محیطی کیفیت زندگی جدول4-12)ضرایب رگرسیون برای بعد محیطی مدل ضرایب استاندارد نشده ضرایب استاندارد شده t سطح معناداری سطح اطمینان 99% بتا B خطای استاندارد β سطح پایین سطح بالا عدد ثابت 19/229 1/614 11/917 0/000 15/044 23/413 تاب آوری 0/119 0/018 0/378 6/634 0/000 0/073 0/166 شدت درد -0/196 0/162 -0/070 -1/208 0/228 -0/616 0/224 مدت بیماری 0/002 0/005 0/028 0/503 0/616 -0/010 0/015 R=400/0 R2=160/0 تعدیل شده R2 151/0= F=111/18 همان طور كه در جدول بالا مشاهده مي شود، مقدار به دست آمده (160/0) بدين معني است كه 16 درصد از واريانس متغير بعد محیطی کیفیت زندگی توسط متغير تاب آوری تبيين مي شود. به عبارت ديگر، 16 درصد از پراكندگي مشاهده شده در متغير بعد محیطی کیفیت زندگی توسط اين متغير توجيه مي شود. مقدار R مشاهده شده (400/0) نيز نشان دهنده آن است كه مدل رگرسيون خطي حاضر مي تواند براي پيش بيني استفاده شود. علاوه بر اين، نسبت F محاسبه شده (111/18) در سطح اطمينان حداقل 001/0 درصد معنادار است. بنابراين، مي توان نتيجه گرفت كه بين متغير تاب آوری و متغير بعد محیطی کیفیت زتدگی همبستگي معنادار وجود دارد. با مراجعه به آماره t و سطوح معناداري مي توان قضاوت كرد كه تنها متغير تاب آوری با بعد محیطی همبستگي معنادار دارند. علامت ضرايب بتاي به دست آمده نشان داد كه متغير تاب آوری با بعد محیطی کیفیت زندگی همبستگي مثبت و معنادار دارد در نهايت، با توجه به اين توضيحات و ضرايب به دست آمده مي توان معادله رگرسيون را بر اساس ضرايب رگرسيون استاندارد نشده به صورت زير تدوين كرد : Y: 119/0 (Res) + 228/1 فصل پنجم بحث و نتیجه گیری 5-1)مقدمه پس ازآزمون برروی گروه نمونه و تحلیل داده ها توسط نرم افزارSpss&Jmpدر فصل چهارم، در این بخش به بررسی نتایج داده ها می پردازیم. همانگونه که درفصل اول مشاهده نمودید،در این پژوهش 5 فرضیه مطرح گردید که در این بخش یک به یک به تفسیر نتایج حاصل از داده های آماری در مورد این فرضیه ها می پردازیم. فرضیه1) کیفیت زندگی مبتلایان به درد مزمن براساس میزان تاب آوری ، شدت و مدت درد قابل پیش بینی است. براي بررسي اين فرضيه­ي پژوهش از رگرسیون چند متغیره استفاده شد. با توجه به نمودار ترسیم شده، تاب آوری و شدت درد به اندازه 40/0 و با سطح اطمینان 001/0 در پیش بینی کیفیت زندگی بیماران مبتلا به درد مزمن سهم دارند ولی مدت بیماری نقشی در پیش بینی کیفیت زندگی ندارد. شییربل و همکارانش در سال 2011 کیفیت زندگی مبتلایان به التهاب روده را مورد بررسی قرار دادند. جامعه آماری این گروه شامل 334 فرد مبتلا بین سنین 80-18 سال بود. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که آنچه به عنوان عامل اصلی تاثیر بر کیفیت زندگی این افراد است شدت درد موجود در هر فرد می باشد، چرا که جامعه مورد مطالعه این گروه شامل افرادی بودند که شدت درد در آنها متفاوت بود، به طوری که یکسری از افراد مورد مطالعه مورد عمل جراحی قرار گرفته بودند که انجام عمل جراحی در این نوع بیماران منجر به کاهش درد در این افراد می شد که تنها در زنان باعث بهبود کیفیت زندگی شده بود. در مطالعه ای که لیم، پیترز، ولاین، کلیف 2005، بر روی 1208 بیمار مبتلا به درد مزمن انجام دادند، از بیماران علاوه بر پرسشنامه های(MPQ3)،(PCCL4)،(5PCS)و(Rand list-36)،سایر اطلاعات دموگرافیک مانند شدت درد، مکان درد در بدن، علت درد گرفته شد. نتایج پژوهش مشخص کرد که بین مدت زمان ابتلا به درد و کیفیت زندگی رابطه معنا داری وجود ندارد، اما نتایج پژوهش نشان داد که زمانی که بحث درمان باشد طول مدت درد می تواند به عنوان یک عامل تاثیر گذار باعث بالا رفتن کیفیت زندگی می شود. هچنین نتایج این پژوهش با مطالعات حیدری نژاد و همکارانش در سال 2011، باسینسکی و همکارانش2011، فرایبرگ وهمکاران 2005، لیم و همکاران همسو و منطبق است . فرضیه2) سلامت جسمانی مبتلایان به درد مزمن بر اساس میزان تاب آوری و شدت ومدت درد قابل پیش بینی است. براي بررسي اين فرضيه­ي پژوهش از رگرسیون چند متغیره استفاده شد. با توجه به نمودار ترسیم شده ، تاب آوری و شدت درد به اندازه 27/0 و با سطح اطمینان 001/0 در پیش بینی سلامت جسمانی بیماران مبتلا به درد مزمن سهم دارند ولی مدت بیماری نقشی در پیش بینی سلامت جسمانی ندارد. بارسلوز1 و همکارانش در سال 2010 بر روی زنان مبتلا به دردهای مزمن لگنی انجام شد، با بررسی 30 زن مبتلا به درد مزمن لگنی و 20 زن سالم در گروه کنترل، کیفیت زندگی این زنان را با پرسشنامه 36- SF مورد بررسی قرار دادند. همچنین شدت درد در این افراد را با معیارهای قابل قیاس دیداری مد نظر قرار دادند که پس از بررسی نتایج حاصله پیشنهاد کردند که شدت درد و افسردگی در این بیماران رابطه معکوسی با کیفیت زندگی این افراد داشت بطوریکه افرادی که درد بیشتری داشتند نسبت به گروه کنترل از کیفیت زندگی کمتری برخوردار بودند و درمان شدت درد و افسردگی به بهبود کیفیت زندگی این افراد کمک بسزایی کرد. در تحقیقی که (فرایبرگ وهمکاران2005)با هدف بررسی صحت پیش بینی مقیاس تاب آوری برای بزرگسالان RSA بر روی 42زن و38 مبتلا به دردهای مزمن با میانگین سنی 25 انجام دادند.به نتایج زیر رسیدند:1.عامل تاب آوری بیشتر بر فشارهای روانی ذهنی تاثیر دارد تا دردهای روانی2.افراد دارای تاب آوری بالا بیشتر به خودشان در برابر ناملایمتی ها و فشارهای روانی زندگی کمک میکنند 3. تاب آوری میتواند به سازگاری موفقیت امیز با چالشها کمک کند4. تاب آوری باعث تطابق بیشتر وافزایش حفاظت در برابر موقعیتهای فشارزا میشود. هچنین نتایج این پژوهش با مطالعات الاندر و همکارانش در سال 2009، بارسلوز و همکارانش در سال 2010، حسيني 1388، همسو و منطبق است . فرضیه3) سلامت روانی مبتلایان به درد مزمن بر اساس میزان تاب آوری و شدت ومدت درد قابل پیش بینی است. براي بررسي اين فرضيه­ي پژوهش از رگرسیون چند متغیره استفاده شد. با توجه به نمودار ترسیم شده ، تاب آوری و شدت درد به اندازه 45/0 و با سطح اطمینان 001/0 در پیش بینی سلامت روانی بیماران مبتلا به درد مزمن سهم دارند ولی مدت بیماری نقشی در پیش بینی سلامت روانی ندارد. حیدری نژاد و همکارانش در سال 2011، چگونگی کیفیت زندگی مبتلایان به سرطان را مورد بررسی قرار دادند. کل جامعه آماری آنها شامل 200 فرد مبتلای بالای 18 سال سن بود، برای بررسی کیفیت زندگی از پرسشنامه 30 QLQC – استفاده شد. نتایج نشان داد که آنچه بر کیفیت زندگی این افراد نقش عمده ایفا می کند، نوع درمان مناسب و شیوه های موثر درمانی می باشد، و این نوع مقابله با بیماری است که تاب آوری را در این افراد زیاد کرده و به بهبود زندگی شان کمک می کند. همچنین نتایج نشان داد که کیفیت زندگی در افرادی که درد نداشتند نسبت به بیمارانی که درد داشتند در سطح بسیار بالاتری بود. از طرفی آنالیز دادهها بیانگر رابطه چشمگیر بین نوع سرطان و شدت درد در ضعف و ناتوانایی این بیماران بود، در حالیکه سایر اطلاعات دموگرافیک نیز شامل: سن، تحصیلات، میزان درآمد و... ارتباط چشمگیری با کیفیت زندگی این بیماران داشتند. در سال 2011، باسینسکی و همکارانش اثر اعتقادات دینی را بر کیفیت زندگی و تاب آوری این بیماران بررسی کردند. در این مطالعه 92 بیمار مورد مطالعه قرار گرفت که شامل 37 زن و 55 مرد می شد، که کل جامعه مورد مطالعه 2 گروه را شامل بود، یک گروه شامل 57 نفر از بیمارانی بودند که به باورهای دینی پایبند بودند و گروه دیگر شامل 35 نفر از بیمارانی بودند که اعتقادی به باورهای دینی نداشتند. کیفیت زندگی این افراد با پرسشنامه 30 QLQC – مورد بررسی قرار گرفت و شدت درد نیز با معیارهای دیداری رده بندی شد. به دنبال آنالیز داده ها نتایج نشان داد افرادی که پایبند به باورهای دینی بودند از تاب آوری بالاتری برخوردارند. از طرفی در این مطالعه پس از مدتی برای کاهش درد بیماران هر دو گروه از داروهای مسکن استفاده کردند و دوباره کیفیت زندگی این دو گروه را بررسی کردند و مشاهده شد افراد با باورهای دینی که تحت درمان با داروی مسکن قرار گرفتند از کیفیت زندگی بهتری برخوردار خواهند بود. هچنین نتایج این پژوهش با مطالعات، شییربل و همکارانش در سال 2011، هاكينگ، 1995 همسو و منطبق است. فرضیه4) سلامت اجتماعی مبتلایان به درد مزمن بر اساس میزان تاب آوری و شدت ومدت درد قابل پیش بینی است. براي بررسي اين فرضيه­ي پژوهش از رگرسیون چند متغیره استفاده شد. با توجه به نمودار ترسیم شده ، تاب آوری به اندازه 26/0 و با سطح اطمینان 001/0 در پیش بینی سلامت اجتماعی بیماران مبتلا به درد مزمن سهم دارند ولی مدت بیماری و شدت درد نقشی در پیش بینی سلامت اجتماعی ندارد. گراسو، کلمزی و تونینی در سال 2008، کیفیت زندگی 128 بیمار مبتلا به MS را مورد بررسی قرار دادند، 61 نفر از این بیماران از درد ناشی از این بیماری رنج می بردند، به دنبال بررسی اثر مدت زمان درد کشیدن در کیفیت زندگی، پس آنالیز اطلاعات حاصل از مطالعه مشاهده شد که هیچ تفاوت معنی داری بین کیفیت زندگی افراد مبتلا با مدت زمان های متفاوت در درد کشیدن وجود نداشت. الاندر و همکارانش در سال 2009 کیفیت زندگی و رابطه آن با تاب آوری در 209 بیمار مرد مبتلا به هموفیلی که از درد مزمن مفاصل رنج می بردند را مورد بررسی قرار دادند. با بررسی نتایج بیان کردند که شدت درد نقش عمده ای در چگونگی کیفیت زندگی این افراد دارد. همچنین افراد تاب آور از میزان سلامت جسمی و روانی و کیفیت زندگی بالاتری برخوردار خواهند بود. هچنین نتایج این پژوهش با مطالعات، حسيني، 1388، میر ، 1387 همسو و منطبق است. فرضیه5) سلامت محیطی مبتلایان به درد مزمن بر اساس میزان تاب آوری و شدت ومدت درد قابل پیش بینی است. براي بررسي اين فرضيه­ي پژوهش از رگرسیون چند متغیره استفاده شد. با توجه به نمودار ترسیم شده ، تاب آوری به اندازه 16/0 و با سطح اطمینان 001/0 در پیش بینی سلامت محیطی بیماران مبتلا به درد مزمن سهم دارند ولی مدت بیماری و شدت درد نقشی در پیش بینی سلامت محیطی ندارد. در تحقيقي كه ( كارولي و همكاران 2006) برروي 9759 بيمارمبتلا به درد مزمن انجام دادند كه 7352 افراد داراي ويژگی تاب آوری و 2407 نفر كه تاب آوری داشتند انجام دادند نتايج نشان دادند كه بين اين دوگروه از افراد ازنظر واكنش به درد و سن،جنس رابطه ي معناداري وجودندارد و فقط زنهاي مسن در هردو گروه به درد واكنش بيشتري دادند. مقايسه تاب اورها و غير تاب اورها در مورد مقابله بادردنشان داد كه تاب اورها از نظرحفاظت بسيار پايين تر بودند و از نظر سلامت روان ، تداوم کار ووظایف ,گفتار درونی مثبت ، نادیده گرفتن بسيار بالاتر بودند. درمورد باورها و نگر شها نسبت به درد تاب اورها در كنترل در كنترل درد بسيار قوي تراز غيرتاب اورها بودند اما دراعتقاد به درمان پزشكي ،اعتقادناتواني و ترس ناشي از درد ،بسيار پايين تر بودند.در ضمن تفاوتي بين دوگروه ازلحاظ دريافت حمايت اجتماعي وجود نداشت اما پاسخ اجتماعي آنان به درد متفاوت بود و غيرتا اورها نسبت به دريافت درمان هاي جاري بيشتر علاقه داشتند و همچنين آنها ازنظر پيگيري پزشكي خيلي بيشتر از تاب اورها پيگيري دارند. در تحقيقي كه (حسيني، 1388)برروي 101مراجعه كننده زن و مرد به انجمن درد ايران كه اكثراّ زن و متاهل بودندوتنها 7/28درصد ازآنها شاغل بودند انجام داد،نتايج پژوهش نشان داد كه بین شاغل بودن اين زنان باكيفيت زندگيشان رابطه ي معناداري وجود ندارد ولي باشدت درد ارتباط معناداري دارد , مصرف مسكن در ميان اين بيماران2/78 بوده و ميانگين مدت درد50 ماه بوده است. بين مدت مصرف مسكن و وضعيت تاهل،سطح تحصيلات با كيفيت زندگي رابطه ي معناداري وجود نداشت, ولي بين شدت درد و كيفيت زندگي رابطه ي معناداري وجود داشت. هچنین نتایج این پژوهش با مطالعات، دیسویک و همکاران 2003، گراسو، کلمزی و تونینی در سال 2008 همسو و منطبق است. 5-2)بحث و نتیجه گیری درد مزمن بر ابعاد گوناگون کیفیت زندگی تاثیر می گذارد، از جمله از لحاظ مشکلات جسمی ایجاد شده در اثر خود بیماری یا اثرات جانبی آن، که ممکن است بیمار را از فعالیتهای فیزیکی همیشگی باز دارد، و یا ابعاد روانی و یا کاهش فعالیتهای بیمار و یا اختلال در شغل و اموری که بیمار به آنها علاقه دارد، همچنین باعث کاهش روابط اجتماعی و روزمره فرد می شود. همچنین بعد اجتماعی زندگی بیماران نیز به دنبال مشکلات فیزیکی یا مسائل روانی ناشی از درد بیمار، تحت تاثیر قرار می گیرد. اثرات فیزیولوژیک درد شامل مشکلات خواب و اشتها، یبوست، افزایش تحریک پذیری، کم شدن میل جنسی، کم شدن فعالیت های سایکوموتور و بالاخره کم شدن تحمل بیمار نسبت به درد می باشد. این عوامل، همراه با کم شدن احتمالی سروتونین و آندورفین ها که در بیماران دچار درد مزمن با آن مواجه هستیم، باعث کم شدن تحمل بیمار نسبت به ساده ترین دردها می گردد. در بسیاری از بیماران دچار درد مزمن شاهد اختلالاتی در رابطه با ر فتارهای مربوط به تغذیه می باشیم. عده ای از آنها دچار کم اشتهایی و لاغری می گردند و عده ای نیز با پرخوری نامتعادل و کم حرکتی، فربه می شوند و این چاقی اغلب بر مشکلات قبلی اضافه میگردد. در بسیاری از این بیماران، این تغییرات رفتاری، ناشی از داروهای زیادی است که توسط پزشکان مختلف تجویز می شود که گاهی به اصرار بیمار و یا اطرافیان وی است. بسیاری از این بیماران تدریجا خود را از تمام فعالیت های اجتماعی جدا نموده و تصور می کنند که مرزهای دنیای ایشان بسیار محدود و کوچک شده است. آنها هر چه بیشتر و بیشتر با درد خود مشغولند و به دنیای اطراف کمتر توجه دارند، دنیای این افراد به خانه، مطب پزشک و داروخانه محدود می گردد در چنین وضعیتی است که درد آنها غیر قابل تحمل تر می شود. کم شدن فعالیت های جسمی و مصرف زیاد دارو و مراجعات مکررر به پزشکان و هزینه های زیاد و اغلب بدون نتیجه، همگی باعث خستگی عمومی و از کار افتادگی بیمار می گردد و به دنبال این مسایل مشکلات خانوادگی نیز ایجاد می گردد. عامل مدت زمان درد بسیار مهم است. دردهای طولانی، مداوم و شدید بر روی روند فکری فرد اثر نموده و تمام ارگانیسم وی را تحت الشعاع قرار می دهند. درد ممکن است مقدمتا در رابطه با عناصر روانشناختی به وجود آید. استمرار دردهایی که ریشه ارگانیک دارند، ممکن است نهایتا به صورت پریشانیهای روحی1 نمایان گردد که خود را به صورت افسردگی، اضطراب، خشم نشان می دهد . اما از بعد دیگر زمانی که مدت زمان ابتلا به درد مزمن طولانی میشود نوعی سازگاری و انطباق بین فرد مبتلا و بیماریش منجر میشود، در واقع درد جزئی از زندگی فرد میشود و فرد راهکارهای مناسبی برای جبران نقص های ناشی از دردش پیدا میکند، این زاویه دید به ما نشان میدهد، که چرا پس از مدتی درد کمتر بر روی کیفیت زندگی فرد تاثیر میگذارد. نتایج پژوهش حاضر و مطالعات گذشته نشان داده اند که بین ابتلا به درد و کیفیت زندگی رابطه معنا داری وجود ندارد، اما نتایج بعضی پژوهش نشان داد که زمانی که بحث درمان باشد طول مدت درد می تواند به عنوان یک عامل تاثیر گذار باعث بالا رفتن کیفیت زندگی می شود. که می تواند به علت سازگاری بیمار با درد و اتخاذ راهکارهای مناسب با درد از سوی بیمار باشد. تاب آوری در واقع نوعی استعداد و ظرفیت مثبت افراد جهت غلبه بر استرس، حوادث و فجایع است، همچنین این واژه برای مقاومت و تحمل پذیری افراد در برابر وقایع منفی آینده نیز بکار می رود(دیوید سون، 2000). در واقع تاب آوری به فرد این امکان را می دهد که علاوه بر این که در برابر مشکلات و فشارهای زندگی بایستد آنها را نوعی چالش ببیند و از مواجه با آنها احساس غرور کند، از وقایع منفی که این مشکلات برایش بوجود آورده اند پیامد های مثبت ایجاد کند. افراد تاب آور دارای ویژگیهایی مانند: مراقبت از خود و دیگران، انعطاف پذیری،

اوزون تراپی

داشتن حس شوخ طبعی، مهارت های ارتباطی مناسب، توانایی حل مسئله، احساس استقلال، داشتن هدف و پشتکار و امیدواری، درایت در کمک طلبیدن از دیگران و جلب کمک از آنها هستند، که به آنها این توانایی را می دهد، در مقابل ابتلا به دردخود ایستاده و روحیه خود را حفظ کنند. بیمارانی که از تاب آوری بیشتری بر خوردار هستند، به نسبت بیمارانی که دارای تاب آوری کمتری هستند از کیفیت زندگی بهتری برخوردار هستند. در واقع تاب آوری به افراد از طریق ویژگیهایی که در آنها بوجود می آورد، کمک میکند نوعی ترمیم خود با پیامدهای مثبت هیجانی، عاطفی و شناختی بوجود آورند و از این رو سازگاری موفق در زندگی را فراهم می آورد. ( ماستن، 2001). به طور خلاصه اینگونه میتوان بیان کرد که دردهای مزمن، بخصوص دردهایی که دارای شدت بیشتری هستند، کیفیت زندگی افراد مبتلا به درد مزمن را به شدت کاهش می دهند، صرف نظر از مدت ابتلا به درد و تاب آوری از طریق مثبت کردن دید بیمار، بالا بردن احساس خودکارآمدی و سایر ویژگیهایی که بیان شد به بیمار کمک می کند تا کیفیت زندگی مطلوب تری داشته باشد. 5-3) محدودیت ها 1-به دلیل این که این یک تحقیق غیر آزمایشی است، یعنی متغیرهای مستقل توسط پژوهشگر اعمال نشده است، بلکه آنها به همان شکلی که هستند اندازگیری شده است، نتیجه گیری در مورد روابط علی را دچار محدودیت می کند. 2-داده ها از طریق ابزار خود گزارش دهی جمع آوری شدند که محدودیت های خاص خود را دارند، محدودیت هایی چون سوگیری آزمودنیها در پاسخدهی و عدم درک صحیح سوالات پژوهش مورد مطالعه می باشد. 3-از آنجایی که شرکت کنندگان در این پژوهش از درد های مزمن رنج می بردند ممکن است، درد میزان دقت آنان را در پاسخگویی به سوالات کاهش داده باشد. 4- از آنجایی که این پژوهش به صورت مقطعی انجام گرفته است، بنابراین تقدم و تاخر زمانی متغیرها نامشخص است. 5-4) پیشنهادات 5-4-1)پیشنهادات پژوهشی 1-این پژوهش رامی توان در جوامع مختلف و با توجه به شرایط سنی، اجتماعی و اقتصادی مختلف مورد بررسی قرار داد و می توان نتایج این پژوهش را با نتایج حاصل از نمونه های دیگری مقایسه کرد. 2-در صورت امکان از آزمون های کیفی مانند مصاحبه و مشاوره استفاده کنند تا قابلیت اعتمادبه نتایج افزایش یابد. 3-عوامل دیگری از جمله اشتغال ،ازدواج و نگرش جامعه نسبت به بیماران مبتلا به دردهای مزمن، ممکن است کیفیت زندگی بیماران را تحت تاثیر قرار دهند، متغیرها را کنترل کنند. 4-این پژوهش در سطح بیمارستانهای شهر تهران انجام گرفته لذا پیشنهاد می شود پژوهشهایی در سطح بیمارستانهای مناطق دیگر انجام گیرد . 5-متغیرهایی همچون میزان خودکارآمدی، حمایتهای اجتماعی و سایر عوامل شخصیتی و غیره میتوانند سهم قابل توجهی در پیش بینی کیفیت زندگی مبتلایان به درد مزمن داشته باشند، پیشنهاد می شود در تحقیقات بعدی این متغیرها مورد پژوهش قرار گیرند. 6-در این پژوهش جامعه مورد مطالعه را بیماران مبتلا به دردهای عضلانی – اسکلتی تشکیل داده اند، پیشنهاد می شود در تحقیقات بعدی سایرجوامع بیماران مزمن مانند انواع سرطان ها.غیره مورد مطالعه قرار گیرند. 5-4-2)پیشنهادات کاربردی 1- پیشنهاد می شود در تمام مراکز درمانی که این بیماران را تحت پوشش قرار می دهند روان شناسانی نیز وجود داشته باشند که با خدمات مشاوره ای و ارائه راهکارهایی برای بالا بردن سطح تاب آوری بیماران، که در نتیجه باعث بالا رفتن کیفیت زندگی می شود، به بهبود روند درمان این بیماران کمک کنند. به عبارتی بعضی از مهارتهایی که به افراد کمک می کنند تا تاب آوری خود را افزایش دهند، آموختنی هستند. داشتن هدف در زندگی و اعتماد به نفس از عوامل اصلی تاب آوری هستند که به کمک روانشناسان مجرب میتوانند افزایش پیدا کنند. 2-از آنجایی که تاب آوری نوعی ویژگی شخصیتی است، که با آموزش مناسب در محیط خانواده، مدرسه و اجتماع قابل افزایش است، پیشنهاد می شود که برای هر خانواده، در هر مدرسه و ادارات دولتی متخصصانی وجود داشته باشند که با آموزش افراد جامعه آنها را از نظر تاب آوری مورد آموزش قرار دهند. منابع فارسی اسدی لاری، محسن، سیاری، علی اکبر، (1380). ارزیابی کیفیت زندگی، تجربیات جهانی و ضرورت اقدام در ایران، طب و تزکیه، جلد 41. آقا محمدی، لیلا، (1385). بررسی کیفیت زندگی در دو گروه مادران شش تا هشت هفته و شش تا هشت ماهه پس از زایمان در مرکز بهداشتی منطقه ی غرب تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد مامایی، دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی ایران. آقاجانلو ، علی ؛ همکاران ، 1386 ، کیفیت زندگی و ابعاد آن در بیماران دیابت مراجعه کننده به مرکز دیابت دانشگاه علوم پزشکی تبریز ،مجله دیابت و لیپید ایران ،دوره 9 ، شماره 2 ،160 ، 1388-152بابایی، نعمت الله، (1387). بررسی عوامل تاب آوری جوانان در برابر انحرافات اجتماعی، بانک مشکلات اجتماعی ایران، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران. پارسا، خسرو، (1374). دردهای مقاوم و درمان آنها، تهران، اطلاعات. پیغمبر دوست، راضیه، (1386). بررسی تاثیر مشاوره تلفنی پس از زایمان بر کیفیت زندگی زنان با زایمان طبیعی در بیمارستان رازی شهرستان مرند در سال 1386. پایان نامه کارشناسی ارشد مامایی، دانشکده پرستاری مامایی دانشگاه تهران. حسینی، نرگس سادات، (1388). بررسی کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به دردهای مزمن مراجعه کننده به انجمن درد در ایران در طی سال های 1388-1387، رساله دکتری، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات درمانی ایران، دانشکده پزشکی. دهدادی، طاهره، (1380). کلیاتی از مفهوم زندگی، چاپ سوم، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات کیفیت زندگی. رحیمی، مهدی، (1386). بررسی رابطه الگوهای ارتباطی خانواده و کیفیت زندگی، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شیراز. رسولی، اعظم، (1382). بررسی کیفیت زندگی بیماران تحت درمان با همولیز در مقایسه با دریافت کنندگان پیوند کلیه، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی. سامانی، سیامک، جوکار، بهرام، صحراگرد، نرگس، (1386). تاب آوری، سلامت روانی و رضایتمندی از زندگی. مجله روانپزشکی بالینی ایران. سرمد، زهره، بازرگان، عباس، حجازی الهه، (1384). روش تحقیق در علوم رفتاری، انتشارات آگه، تهران، چاپ یازدهم. شاهنده، هانیه، (1382). بررسی تاثیر برنامه توان بخشی مبتنی بر جامعه در کیفیت زندگی افراد معلول جسمی- حرکتی (65-16) سال در شهرستان خمینی شهر، اصفهان. شریفی، محمد، رویین دژ، ایرج، (1376). دردهای مزمن و هزینه های آن، انجمن بررسی و مطالعه درد ایران. غلامی مایانی، ابوالقاسم، (1384). شادی برای همه، تهران، انتشارات عابد. کاظمی، سیمین، (1383). مفهوم تاب آوری و کاربرد آن در پیشگیری از اعتیاد. مجموعه مقالات ستاد مبارزه با مواد مخدر. گچل، رابرت ج، ترک، دنیس سی، (2002). روانشناسی درد، ترجمه: اصغری مقدم، محمدعلی، بخاریان، بهمن محمدی، محسن، دهقانی، محسن. (1381). تهران، رشد. میر، مسعود، صفوی، محبوبه، فشارکی، فرهادی، سیده سمیه، (1387). بررسی ارتباط کیفیت زندگی و راه های مقابله با استرس در خانواده ی بیماران مبتلا به MS مراجعه کننده به انجمن MS شهرستان اهواز. نظرزاده، فرزانه، (1388).

اوزون تراپی

مقایسه کیفیت زندگی زنان و مردان سالمند عضو کانون جهان دیدگان فدک، پایان نامه کارشناسی ارشد، گروه علوم اجتماعی و مطالعات زنان. نوروزی، معصومه، (1387). بررسی درصد فراوانی دردهای حاد یا مزمن در بیماران مراجعه کننده به مرکز چند تخصصی در شهر تهران طی سال های 84-86 ، رساله دکتری. دانشگاه علوم پژشکی و خدمات درمانی ایران. دانشکده پزشکی. هویت، دنیس، کرامر، دانکن، ترجمه : شریفی، حسن پاشا(2010). مقدمه ای بر روش های تحقیق در روان شناسی و مشاوره، تهران، انتشارات فروزش، چاپ اول References Bananno GA, Galea S, Bucciareli A, Vlahov D. What predicts psychological resilience after disaster? The role of demographics, resources and life stress. Consulting and clinical psychology, 2007, 75(5): 671- 682. Barcelos P ,Conde DM, Deus JM, Marti nez EZ. Quality of life of women with chronic pelvic pain: a cross-sectional analytical study. Revista Brasileira de Ginecologia e Obstetrícia, 2010; 32(5):247-53. Basin´ ski A, Stefaniak T, Stadnyk M, Sheikh A, Vingerhoets AM. Influence of Religiosity on the Quality of Life and on Pain Intensity in Chronic Pancreatitis Patients after Neurolytic Celiac Plexus Block: Case-Controlled Study. Religion health, 2011, 11, 9454. Bonnie B. Resiliency: what we have learned. Consulting and clinical psychology, 2007, 99(3): 671- 682. Bulmer D, Heilborn M. Chronic pain as a variant of depressive disease". A rejoinder. The Journal of Nervous and Mental Disease, 1984, 172(7):405-7. Carver CS, Scheier MF. Stress, Coping and self regulatory process, hand book of personality: Theory and research, 1999, 553-575. Cinthia R, King S, Palema S, Hind S. Quality of life from nursing and patient perspectives. Bartlett, 1998, 75(38):40. Compel SL, Cohan S, Stein MB. Relationship of resilience to personality, copying and psychiatric symptoms is young adult. Behavior Research and Therapy, 2006, 44(4):585-99. Conner KM, Davidson JRT. Development a new resilience scale: The resilience scale (cd-risk). Depression and anxiety, 2003, 18, 76-82. Coucic T, Adawson B, Spencer D, Howe G. A biopsychosocial model of pain and depression in rheumatoid arthritis: a 12th month longitudinal study rheumatology. Oxford Journals Medicine | Rheumatology, 2003, 42: 1287-1294. Crook J, Rideoat E, Brown NG. The prevalence of pain complaints in a general population. Pain, 1984, 18:209. Curtis WJ, Cicchetti D. Moving research on resilience in to the 21st century: Theoretical and methodological consideration in examining the biological contributors to resilience. Psychopathology, 2003, (15): 773-810. Dowidson RJ. Affective style, psychology and resilience: brain mechanisms and plasticity. American psychologist, 2000, 55, 1196-1214. Dysvik E, Lindstrom TC, Eikeland OS, Natvig GK. Health- related quality of life and pain beliefs among people suffering from chronic pain. Pain manages nurse, 2004, 5(2): 66-74. Edward KL, Warelow P. Resilience: when copying is emotionally intelligent. American psychiatric nurses association, 2005, 11, 101-102. Elander J, Robinson G, Mitchell K, et al.: An assessment of the relative influence of pain coping, negative thoughts about pain, and pain acceptance on health-related quality of life among people with hemophilia. Pain 2009, 145:169–175. Fallo field L. Qualify of life:A new perspective for cancer patients. Nature, 2002, 2:page 73-79 Farquhar, Morag. Definition of quality of life: taxonomy. Advanced nursing, 1995, 22 (3): 502. Fletcher A, Bulpitt C. Quality of life and antihypertensive drugs in the elderly. Aging (Milano), 1992, 4(2):115-23. Fredrickson BL, Tugade MM, Waugh CE, Larkin GR. What good are positive emotions in crises? A perspective study of resilience and emotions following the terrorist at tacks on U.S on September 11, Personal and Social psychology, 2002, 84(2), 363-367. Freitas AL, Downey G. Resilience: a dynamic perspective. International journal behavior, 1998, (22): 85-263. Friborg O, Hjemda O, Rosenvinge JH, Martinussen M, Aslakse PM, Flaten MA. Resilience as a moderate of pain and stress, Journal of psychosomatic research, 2005, (61), 213-219. Garall A, Schmidt L, Mackintoch A, Fitzpatrick R. Qualify of life measurement: bibliographic study of patients assessed health outcome measures. British Medical Journal, 2002, 324:31-5. Garmezy N, Mastan A. The study of stress and competence in children: a building block for developmental psychopathology.Child Development, 1984, 55(1):97-111. Grasso MG, Clemenzi A, Tonini A, Pace L, Casillo P, Cuccaro A, Pompa A, Troisi E. Pain in multiple sclerosis: a clinical and instrumental approach. Mult Scler. 2008 May;14(4):506-13 Heydarnejad MS, Hassanpour Dehkordi A, Solati Dehkordi K. Factors affecting quality of life in cancer patients undergoing chemotherapy. African Health Sciences 2011; 11(2): 266 – 270. Iame IE, Peters ML, Vlaeyen JW, Kleef M, Patijin J. Quality of life in chronic pain is more associated with beliefs about pain, than with pain intensity, European journal of pain, 2005, 9(1)15-24. Jensen MK, Thomson AB, Hojsted J. 10-year follow-up of chronic non malignant pain patients: opioid use, health related quality of life and care utilization. European journal pain, 2006, 10(5): 423-433. Karoly P, Ruelhman LS, PSYCHOLOGY resilience and its correlates in chronic pain: finding from a national community sample,pain. 2006, (123), 90-97 Kumperfer KL. Outcome measures of interventions in the study of children of substance-abusing parents, 1999, 103(5 Pt 2):1128-44. Lutear SS,cicchetti D,Becker B.The contrast of resilience:A critical evalution and guidelines for future work,child development, 2000, (071)543-562 Maddi SR. On hardiness and other pathways to resilience. American Psychologist, 2005, 60(3):261-2. Masten AS, Best KM, Garmzey N. Resilience and development: contribution from the study of children who overcome adversity. Development and psychopathology, 1990, (2), 425-444. Masten AS. Ordinary magic resilience in developing system: progress and promise as the fourth wave rises. Development and psychopathology, 2001, 19, 921-930. Masten AS. Resilience in developing system: progress and promise the fourth wave rises. Development and psychopathology, 2007, 19, 921-930. Mokrowiecka A, Pińkowski D, Małecka-Panas E. Assessment of quality of life in patients with chronic pancreatitis. Medical Science Monitor, 2011, 17(10):CR583-8. Oliver JP, Huxley PJ, Priebe S, Kaiser W. Measuring the quality of life of severely mentally ill people using the Lancashire Quality of Life Profile. Social Psychiatry and Psychiatric Epidemiology, 1997, 32(2):76-83. Ratter M. Resilience concepts and finding: implications for family therapy. Family therapy, 1999, 21, 119-144. Reich J, Tapin J, Abramowite S. Diagnosis of chronic pain patient. Psychiatry, 1983, 140: 1495-1498. Rustoen T, Moam T, Padilla G, Paul S, Miaskowski C. Predictors of quality of life in oncology out patients with pain from bone metastasis. Pain symptom management, 2005, 30(3): 234-242. Rustone T. Hope & quality of life, two central issues for cancer patient. Cancer nurse, 1995, 18: 324-359. Rutter M. Psychological resilience and perspective mechanism. Orthopsychiatry, 1999, 57, 316-337. Schirbel A, Reichert A, Roll S, Baumgart DC, Büning C, Wittig B, Wiedenmann B, Dignass A, Sturm A. Impact of pain on health-related quality of life in patients with inflammatory bowel disease. World Journal of Gastroenterology, 2010, 7; 16(25): 3168-3177. Skevington SM. Measuring quality of life in Britain: Introduction the WHOQOL-100. Psychosomatic research, 1999, 5: 449-459. Souza A, Oliveira M, Scheffel C, Genro K, Rosa V, Chaves F, Filho J. Quality of life associated to chronic pelvic pain is independent of endometriosis diagnosis-a crosssectional survey. Health and Quality of Life Outcomes, 2011, 9:41. Sternbach RA. Acute versus chronic pain. Text book of pain, 1982, 260-300. Symon A, Mccreavey I, Picken C. Postnatal quality of life assessment: Validation of the mother generated index. An International Journal of Obstetrics & Gynecology. 2003, 110(9):865 Symon A, McDonalds A, Ruta D. Postnatal quality of life assessment: introduction of the mother generated index. Birth, 2002, 29(1):40-6. Tacher N, Hopwood P, Anderson H. Improving quality of life in patient with cancer. Cancer nursing, 2002, 21(3): 27-29. Wall PD. Mechanism of acute and chronic pain. Advances in pain research and therapy, 1984, 6, 95-104. Werner EE. Resilience in development. Current direction in psychological sciences, 1995, 4, 81-85. Werner EE. The children of Kauai: resiliency and recovery in adolescence and adulthood. Journal of Adolescent Health, 1992, 13(4):262-8. Whilhite B, Keller M, Hodges JS, Caldwell L. Enhancing human development and optimizing health and well-being in person with sclerosis. Therapeutic reaction.2004, 16, 48-59. Williams JI. Reflection on assessing quality of life and the WHOQOL-100. Clinical epidemiology, 2000, 53: 13-17.

اوزون تراپی

ضمائم مقياس تاب آوري لطفا مشخص كنيد كه عبارات زير چقدر در مورد شما صدق مي كند.اگر موردي هنوز برايتان رخ نداده است، پاسخ خود را طبق اينكه چه احساسي داريد اگر آن اتفاق مي افتاد، بيان كنيد. از همكاري شما بسيار متشكريم. هميشه درست اغلب درست گاهي درست بندرت درست كاملا نادرست 1. وقتي تغييري رخ مي دهد مي توانم خودم را با آن سازگار كنم 2. حداقل يك نفر هست كه رابطه نزديك و صميمي ا م با او در زمان استرس به من كمك مي كند. 3. وقتي كه راه حل روشني براي مشكلاتم وجود ندارد، گاهي خدا يا تقدير ميتواند كمك كند. 4. وقتي كه راه حل روشني براي مشكلاتم وجود ندارد ،گاهي خدا يا تقدير ميتواند كمك كند 5. موفقيتهايي كه در گذشته داشته ام چنان اطميناني در من ايجاد كرده اند كه ميتوانم با چالشها و مشكلات پيش رو برخورد كنم. 6. وقتي با مشكلات مواجه مي شوم سعي ميكنم جنبه خنده دار آنها را هم ببينم. 7. لزوم كنار آمدن با استرس موجب قوي تر شدنم مي گردد. 8. معمولا پس از بيماري ،صدمه و ساير سختيها به حال اولم برميگردم. 9. معتقدم كه در هر اتفاق خوب يا بد ي مصلحتي هست. 10.در هر كاري بيشترين تلاش را مي كنم ،و به نتيجه هم كاري ندارم. 11. معتقدم كه علي رغم وجود موانع ،مي توانم به اهدافم برسم. 12. حتي وقتي كه امور ناراحت كننده مي شود ،مايوس نمي شوم. 13. در لحظات استرس و بحران ،مي دانم كه براي كمك گرفتن به كجا مراجعه كنم. 14. وقتي كه تحت فشار هستم تمركزم را از دست نمي دهم و درست فكر مي كنم. 15. ترجيح مي دهم كه خودم مشكلاتم را حل كنم تا اينكه ديگران تمام تصميمها را بگيرند. 16.اگر شكست بخورم به راحتي دلسرد نمي شوم. 17. وقتي با چالشها و مشكلات زندگي دست و پنجه نرم مي كنم ،خود را فردي توانا مي دانم 18. در صورت لزوم مي توانم تصميمهاي دشوار و غير منتظره اي بگيرم كه ديگران را تحت تاثير قرار مي د هد. 19. مي توانم احساسات نا خوشايندي چون غم ،ترس و خشم را كنترل كنم. 20. در برخورد با مشكلات زندگي ،گاهي لازم مي شود كه صرفا بر اساس حدس و گمان عمل كني. 21.در زندگي يك حس نيرومند هد فمندي دارم. 22. حس ميكنم بر زندگيم كنترل دارم . 23. چالشهاي زندگي را دوست دارم. 24. بدون در نظر گرفتن موانع پيش رو ، براي رسيدن به اهدافم تلاش مي كنم. 25. به خا طر پيشرفتهايم به خودم مي بالم. پرسشنامه کیفیت زندگی پرسشنامه زیر به منظور اندازه گیری سطح کیفیت زندگی شما مي باشد. این پرسشنامه در قالب یک طرح تحقیقاتی ملی تهیه گردیده و کلیه داده های آن به صورت محرمانه باقی خواهد ماند. لذا خواهشمند است با پاسخ های مناسب و دقیق به سوالات زير جهت دستيابي به راهكار مناسب براي بهبود سطح کیفیت زندگی خود و جامعه با ما همکاری فرمائید. پیشاپیش از همکاری صمیمانه شما سپاسگزاریم. نام و نام خانوادگی (اختیاری): سن: جنس: میزان تحصیلات: نوع بیماری : مدت بیماری: لطفا با در نظر گرفتن شماره های 0 تا 10 شدت بيماري خود را تعیین دهيد: 0 -1 -2 -3 -4 -5 -6 -7 -8 -9 -10 بسيار بد بد متوسط خوب بسيار خوب 1. كيفيت زندگي خود را چگونه ارزيابي مي كنيد. 1 2 3 4 5 خيلي ناراضي ناراضي متوسط راضي خيلي راضي 2. چقدر از سلامت خود راضي هستيد؟ 1 2 3 4 5 سوالات زير درباره اينست كه در 4 هفته اخير امور و موارد خاص را چگونه تجربه كرده ا يد بوده ا يد. اصلا كمي متوسط زياد خيلي زياد 3. چقدر درد جسماني مانع انجام كارهاي مورد نظرتان ميگردد؟ 5 4 3 2 1 4. چقدر براي فعاليتهاي روزمره نيازمند درمان پزشكي هستيد؟ 5 4 3 2 1 5. چقدر از زندگي خود لذت ميبريد؟ 1 2 3 4 5 6. چقدر احساس ميكنيد كه زندگي شما معني دار است؟ 1 2 3 4 5 7. چقدر قادر به تمركز هستيد؟ 1 2 3 4 5 8. چقدر در زندگي روزمره خود احساس امنيت ميكنيد؟ 1 2 3 4 5 9. چقدر محيط اطراف شما سالم است؟ 1 2 3 4 5 اصلا كمي متوسط اكثرا كاملا 10. آيا براي زندگي روزمره انرژي كافي داريد؟ 1 2 3 4 5 11. آيا از ظاهر خود راضي هستيد؟ 1 2 3 4 5 12. آيا به اندازه احتياج پول داريد؟ 1 2 3 4 5 13. چقدر به اطلاعات مورد نياز روزمره خود دسترسي داريد؟ 1 2 3 4 5 14. چقدر امكان فعاليتهاي تفريحي داريد؟ 1 2 3 4 5 خيلي بد بد متوسط خوب خيلي خوب 15. چقدر ميتوانيد جابجا شويد و تحرك داشته باشيد؟ 1 2 3 4 5 خيلي ناراضي ناراضي متوسط راضي خيلي راضي 16. چقدر از خواب خود رضايت داريد؟ 1 2 3 4 5 17. چقدر از توانايي خود در انجام امور روزمره رضايت داريد؟ 1 2 3 4 5 18. چقدر توانايي خود را براي اشتغال رضايت داريد؟ 1 2 3 4 5 19. چقدر از خودتان رضايت داريد؟ 1 2 3 4 5 20. چقدر از روابط خصوصي خود رضايت داريد؟ 1 2 3 4 5 21. چقدر از روابط جنسي خود رضايت داريد؟ 1 2 3 4 5 22. چقدر از حمايتي كه از دوستان خود دريافت ميداريد رضايت داريد؟ 1 2 3 4 5 23. چقدر از شرايط محل سكونت خود رضايت داريد؟ 1 2 3 4 5 24. چقدر از دسترسي خود به خدمات درماني و بهداشتي رضايت داريد؟ 1 2 3 4 5 25. چقدر از امكانات حمل و نقل خود راضي هستيد؟ 1 2 3 4 5 هرگز بندرت نسبتا اكثرا هميشه 26. چقدر دچار حالاتي مانند خلق غمگين ، نااميدي، اضطراب، افسردگي مي شويد؟ 5 4 3 2 1 Islamic Azad University of Roudehen A thesis submitted for the partial fulfillment of the requirement for degree of M.A.in general psychology Subject: The role of resilience, intensity and duration of pain on quality of life of patients with pain disorder Supervisor Advisors By

February 2012

مطالب اوزون تراپی

مطالب پزشکی

مطالب اوزون درمانی